Статьи

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

امروز ما به چندین گزینه از کجا نگاه خواهیم کرد و چگونه یک مرد در سیاره زمین ظاهر شد. سرزمین ما کجاست؟

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

نظریه اول ما دانشمندان Martianhemnogy هستیم، برای مدت طولانی به نام تئوری داروین نادرست. فرض بر این است که یک بار مریخ برای زندگی مناسب بود. پس از سقوط شهاب سنگ، اجداد ما نمی توانستند در این سیاره بمانند و مجبور بودند به زمین حرکت کنند. به تازگی، دانشمندان تایید کردند که هنگامی که این سیاره برای ما مناسب بود، و شرایط آن در زمان بهتر از زمین بود. گرانش در مریخ، ایده آل برای بدن ما.

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

نظریه دوم زمین زندان بعضی از دانشمندان گزینه ای ارائه دادند که سیاره ما مستعمره زندانیان از سراسر کهکشان بود. یک نسخه جالب پس چرا اکنون به زندانیان آمریکایی اشاره نمی کنید؟ و چرا تنها نژاد بشر در این سیاره باقی ماند؟ توضیح دهید که حداقل 3 انفجار هسته ای بر روی زمین وجود دارد. که به دلیل مبارزه بین زندانیان رخ داده است. پس از آن، سالها نامناسب شد. مجرمان متوقف شد به آن اشاره کرد. فقط دیدگاه ما معجزه باقی مانده است. و در طول زمان، کل سیاره را حل کرد.

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

نظریه سوم ما یک پروژه علمی هستیم. ما برای کشف، تماشا کردیم، همانطور که یاد گرفتیم، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم، بیماری ها را حمل می کنیم. آنها همچنین به ما کمک می کنند تا زنده بمانند. برای قرن ها، سیاره ما به وضوح از تمام شهاب سنگ ها دور می شود. صدها بار ما به دلیل اپیدمی ها در آستانه انقراض بودیم. و هر زمانی که ما به طرز معجزه آسایی زنده ماندن.

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

نظریه چهارم بردگان متولد شده با توجه به این نسخه از بیگانگان، بیگانگان به سیاره ما برای معدن وارد شدند. در آن زمان، زمین توسط میمون های انسانی، با سطح پایین اطلاعات ساکن بود. با کمک آزمایش های ژنتیکی، آنها یک مرد را منطقی ساختند. که قرار بود در منابع معدن کمک کند. و هنگامی که زمین را ترک کردند، مرد آزاد شد.

کجا و چگونه روی زمین ظاهر شد؟

تئوری پنجم ما آخرین در جهان هستیم. نسخه غم انگیز در لیست. او می گوید که ما آخرین تمدن در جهان هستیم. یک بار یک جنگ بزرگ در فضا وجود داشت، و در نهایت آنها یکدیگر را نابود کردند. ما با شما باقی مانده از بازماندگان یکی از تمدن ها، که به این سیاره نقل مکان کرد و برای همیشه باقی مانده است. این نسخه توضیح می دهد که چرا ما هنوز هیچ کس را در جهان ندیده ایم.

همه این نظریه ها به طور طبیعی اثبات نشده اند. اما هیچ کس ما را به رویای ما نمی آورد.

خوانندگان عزیز، اگر دوست داشتید، دوست دارید و مشترک شوید، برای شما دشوار نیست، اما من خوشحال هستم

تا به امروز، نسخه های مختلفی از مبدا انسان بر روی زمین وجود دارد. این نظریه های علمی و جایگزین و آخرالزمانی است. برخلاف شواهد قانع کننده دانشمندان و باستان شناسان، بسیاری از مردم خود را به عنوان فرزندان فرشتگان یا نیروهای الهی در نظر می گیرند. مورخان معتبر این نظریه را به عنوان اسطوره ای انکار کردند، ترجیح دادن به نسخه های دیگر.

مفاهیم عمومی

یک فرد به مدت طولانی موضوع مطالعه علوم در مورد روح و طبیعت بوده است. هنوز گفتگو در مورد مشکل پیدایش و تبادل اطلاعات بین جامعه شناسی و علوم طبیعی وجود دارد. در حال حاضر، دانشمندان یک تعریف خاص را به یک فرد دادند. این یک موجود بیولوژیکی است که هوش و غرایز را ترکیب می کند. لازم به ذکر است که یک نفر در جهان چنین خلقی نیست. این تعریف را می توان به برخی از نمایندگان فون بر روی زمین نسبت داد. علم مدرن به وضوح زیست شناسی و ماهیت یک فرد را تقسیم می کند. جستجو برای مرز بین این اجزاء در موسسات تحقیقاتی پیشرو در سراسر جهان مشغول به کار هستند. این حوزه علمی Sociobiology نامیده می شود. او به نظر می رسد عمیق در ماهیت یک فرد، شناسایی ویژگی های طبیعی و بشردوستانه و ترجیحات آن است.

goodfon.ru

یک دیدگاه جامع از جامعه بدون جذابیت این فلسفه اجتماعی غیر ممکن است. امروزه یک شخص موجودی است که رشته ای بین رشته ای دارد. با این حال، بسیاری از مردم در سراسر جهان نگران سوال دیگری هستند - منشاء آن. برای هزاران سال، دانشمندان و دانشمندان دینی تلاش کرده اند تا پاسخ دهند.

منشاء انسان: مقدمه

سوال از ظاهر یک زندگی معقول بر روی زمین، توجه دانشمندان برجسته تخصص های مختلف را جلب می کند. بعضی از مردم موافقند که منشا یک فرد و جامعه ارزش مطالعه نیست. اساسا، آنها کسانی را که صمیمانه به نیروهای فراطبیعی اعتقاد دارند، در نظر می گیرند. بر اساس این نظر در مورد منشاء یک فرد، فرد توسط خدا ایجاد شد. این نسخه توسط ده ها سال در یک ردیف رد شده است. با وجود اینکه کدام دسته از شهروندان، هر فرد تردید می کند، در هر صورت، این موضوع همیشه نگران کننده و فریب است. به تازگی، فیلسوفان مدرن شروع به پرسیدن خود و دیگران کردند: "برای آنچه که مردم ایجاد شده اند، و هدف آنها ماندن در زمین چیست؟" پاسخ به سوال دوم نمی تواند هرگز موفق نخواهد شد. همانطور که برای ظهور یک خلقت معقول در این سیاره، این روند کاملا واقع گرایانه است. امروزه این سوال تلاش می کند تا به نظریه های اصلی مبدأ انسان پاسخ دهد، اما تضمین 100 درصد از صحت قضاوت هایش نمی تواند یکی از آنها را تامین کند. در حال حاضر، باستان شناسان و ستاره شناسان در سراسر جهان همه نوع منابع زندگی در این سیاره را کشف می کنند، چه مواد شیمیایی، بیولوژیکی یا مورفولوژیکی هستند. متأسفانه، در حال حاضر، بشریت حتی نتوانست تعیین کند که در آن قرن اول مردم قبل از دوران ما ظاهر شد.

نظریه داروین

در حال حاضر نسخه های مختلفی از منشاء انسانی وجود دارد. با این حال، تئوری دانشمند بریتانیا به نام چارلز داروین به احتمال زیاد و نزدیک به حقیقت است. این او بود که یک لپ تاپ را به علم بیولوژیکی تبدیل کرد. تئوری آن بر اساس تعریف انتخاب طبیعی است که نقش نیروی محرک تکامل را بازی می کند. این یک نسخه به طور طبیعی علمی از منشاء یک فرد و همه چیز زنده در سیاره است.

بنیاد تئوری داروین در حالی که سفر در سراسر جهان بود، طبیعت را تشکیل داد. توسعه پروژه در سال 1837 راه اندازی شد و بیش از 20 سال طول کشید. در پایان قرن نوزدهم، بریتانیا یکی دیگر از دانشمندان علوم طبیعی را حمایت کرد - آلفرد والاس. به زودی پس از گزارش خود در لندن، او اعتراف کرد که چارلز او الهام بخش بود. بنابراین یک جهت کامل ظاهر شد - Darwinism. پیروان این جنبش همگرا هستند که همه انواع نمایندگان فون و فلور بر روی زمین تغییر می کنند و از گونه های دیگر موجود قبلا رخ می دهند. بنابراین، نظریه بر مبنای ناپایداری همه چیز زنده در طبیعت است. دلیل این انتخاب طبیعی است. در این سیاره تنها قوی ترین اشکال که قادر به سازگاری با شرایط محیطی فعلی هستند، زنده ماندند. انسان فقط چنین موجودی است. با تشکر از تکامل و تمایل به زنده ماندن مردم شروع به توسعه مهارت ها و دانش خود را.

تئوری مداخله

در قلب این نسخه از منشاء انسان فعالیت های تمدن های خارجی است. اعتقاد بر این است که مردم فرزندان موجودات بیگانه هستند که میلیون ها سال پیش فرود آمدند. چنین سابقه ای از منشاء انسانی یک اتحادیه متعددی دارد. بر اساس برخی، مردم به عنوان یک نتیجه از تعبیه بیگانگان با پیشگویی ظاهر شدند. دیگران بر این باورند که کل مهندسی شراب از بالاترین شکل ذهن، که Homo sapiens را از فلاسک و DNA خود آورده است. کسی مطمئن است که مردم به عنوان یک نتیجه از خطای آزمایشات بر روی حیوانات رخ داده است.

از سوی دیگر، یک نسخه بسیار جالب و احتمالا از مداخله بیگانه در توسعه تکاملی SIPIRES HOMO است. این راز نیست که باستان شناسان هنوز هم نقاشی های متعدد، ضبط ها و شواهد دیگری را نشان می دهند که هر گونه نیروهای فراطبیعی به مردم عتیقه در بخش های مختلف این سیاره کمک کردند. این امر به سرخپوستان مایا اعمال می شود، که ادعا می کنند موجودات فرازمینی را با بال ها بر روی ارابه های آسمانی عجیب و غریب روشن می کنند. همچنین یک نظریه وجود دارد که تمام عمر بشریت از مبدا به اوج تکامل، در طول برنامه های بلند مدت توسط اطلاعات بیگانه تعیین شده است. نسخه های جایگزین در مورد اسکان مجدد زمین ها با سیارات این سیستم ها و صورت فلکی مانند Sirius، Scorpio، Scales و غیره وجود دارد.

نظریه تکاملی

پیروان این نسخه معتقدند که ظهور یک فرد بر روی زمین با اصلاح اولویت ها همراه است. این نظریه امروز شایع ترین و مورد بحث است. بر اساس آن، مردم از برخی از انواع میمون ها رخ داده است. تکامل در زمان بسیار قدیم آغاز شد، تحت تاثیر انتخاب طبیعی و سایر عوامل خارجی. تئوری تکامل واقعا تعدادی از شواهد جالب و شواهد، هر دو باستان شناسی، دیرینه شناختی، ژنتیکی و روانشناسی دارد. از سوی دیگر، هر یک از این اظهارات را می توان به روش های مختلف تفسیر کرد. ابهام حقایق این است که این نسخه 100٪ درست را انجام نمی دهد.

تئوری خلقت

این شاخه نام "خلاقیت" را دریافت کرد. پیروان او تمام نظریه های اصلی منشاء انسان را انکار می کنند. اعتقاد بر این است که مردم خدا را ایجاد کردند، که بالاترین لینک در جهان است. این فرد توسط شخصیت خود از مواد نبیولوژیک ایجاد شده است.

نسخه کتاب مقدس این نظریه بیان می کند که آدم و حوا اولین نفر بودند. خدا خدا از خاک رس ساخته شده است. در مصر و بسیاری از کشورهای دیگر، دین به اسطوره های باستانی دور می رود. اکثریت قریب به اتفاق شک و تردید این نظریه را غیر ممکن می داند، برآورد احتمال آن در درصد میلیارد دلار است. نسخه ای از ایجاد کل زندگی خدا نیازی به اثبات ندارد، به سادگی وجود دارد و درست است. پشتیبانی آن می تواند نمونه های مشابهی از افسانه ها و اسطوره های مردم بخش های مختلف زمین داده شود. این موازی ها نمی توانند نادیده گرفته شوند.

تئوری ناهنجاری های فضایی

این یکی از نسخه های بحث انگیز و فوق العاده ای از آنتروپوژنز است. پیروان این نظریه، ظهور یک فرد بر روی زمین را به صورت شانس در نظر می گیرند. به نظر آنها، مردم به میوه ای از ناهنجاری های فضاهای موازی تبدیل شدند. Earthlings نمایندگان تمدن انسانی بودند که ترکیبی از ماده، اوورا و انرژی هستند. تئوری ناهنجاری ها نشان می دهد که در جهان میلیون ها سیاره با بوسفوس مشابه، که توسط یک ماده اطلاعات یکپارچه ایجاد شده است. تحت شرایط مطلوب، منجر به ظهور زندگی می شود، یعنی ذهن انساني. در غیر این صورت، این نظریه عمدتا مشابه تکاملی است، به استثنای تصویب یک برنامه خاص برای توسعه بشریت.

نظریه آبزی

این نسخه از مبدا انسان بر روی زمین تقریبا 100 ساله است. در دهه 1920، نظریه آبزی برای اولین بار پیشنهاد شد که یک زیست شناس دریایی شناخته شده به نام آليستر هاردی، که بعدا از دانشمند معتبر دیگر، German Max Westhenhoffer پشتیبانی کرد.

این نسخه بر اساس عامل غالب است که اولویت های انسان را مجبور به رسیدن به مرحله جدیدی از توسعه می کند. این بود که میمون ها را مجبور به تغییر شیوه زندگی آب در زمین کرد. بنابراین فرضیه، عدم وجود موهای ضخیم بر بدن را توضیح می دهد. بنابراین، در مرحله اول تکامل، فردی از مرحله Hydropiteca نقل مکان کرد که بیش از 12 میلیون سال پیش به نظر می رسید، به Homo erectus، و سپس spierres. امروزه این نسخه در علم عملا در نظر گرفته نشده است.

نظریه های جایگزین

یکی از افسانه ترین نسخه های منشاء یک فرد در این سیاره این است که برخی از موجودات منوچوب، فرزندان بودند. در برخی از ادیان آنها فرشتگان نامیده می شوند. این موجودات از زمان های بسیار قدیم در کل زمین است. ظاهر آنها شبیه گارسیا بود (مخلوطی از پرندگان و یک فرد). وجود چنین موجودات توسط شخصیت های متعدد ضعیف پشتیبانی می شود. تئوری دیگری وجود دارد که در آن افراد در مراحل اولیه توسعه غول های واقعی بودند. به گفته برخی از افسانه ها، چنین غول پیکر دریافتی Demigod را دریافت کرد، زیرا فرشته یکی از والدینش بود. با گذشت زمان، بالاترین قدرت متوقف شد نزول به زمین، و غول ها ناپدید شدند.

اسطوره های عتیقه

تعداد زیادی از افسانه ها و افسانه ها بر مبنای انسانی وجود دارد. در یونان باستان، آنها معتقد بودند که پیشگامان مردم دختران و پیرارها بودند که توسط خدایان خدایان، سیل را تجربه کرده اند و یک مسابقه جدید از مجسمه های سنگی ایجاد کرده اند. چینی های باستانی معتقد بودند که اولین فرد بی شکل بود و از COMA CLAY خارج شد.

خالق مردم الهه Nyva است. او یک مرد و اژدها در یک نفر بود. به گفته افسانه های ترکیه، مردم از کوه سیاه بیرون آمدند. در غار او گودال بود که شبیه ظاهر بدن انسان بود. جت های باران از خاک رس به داخل آن شسته شدند. هنگامی که فرم پر شده بود و خورشید را گرم کرد، اولین فرد از آن بیرون آمد. نام او Ai-atam. اسطوره ها در مورد منشاء مرد سرخپوستان سیو می گویند که مردم جهان خرگوش را ایجاد کردند. ایجاد الهی، لخته شدن خون را پیدا کرد و شروع به بازی کرد. به زودی او شروع به رول روی زمین کرد و به روده تبدیل شد. سپس قلب و سایر اندام ها در ساعت خون ظاهر شدند. به عنوان یک نتیجه، خرگوش یک پسر کامل پر شده بود - Siou. به گفته مکزیکی های باستانی، خداوند ظاهر یک فرد را از یک گلدان سفالگری ایجاد کرد. اما با توجه به این واقعیت که او قطعه کار را در اجاق برداشت، فرد تبدیل به سوخته شد، یعنی سیاه. تلاش های بعدی یک بار در یک زمان بهتر شد، و مردم همه سفید تر رفتند. افسانه مغولستان یکی در یکی شبیه به ترکیه است. مرد از شکل خاک رس ظاهر شد. تنها تفاوت این است که خدا خودش فوت کرد.

مراحل تکامل

با وجود نسخه های منشاء انسانی، تمام دانشمندان بر این باورند که مرحله توسعه آن یکسان بود. اولین اسلحه های مردم، استرالیاپیتات بودند که با کمک دست ها ارتباط برقرار کردند و بالاتر از 130 سانتی متر نبودند. مرحله بعدی تکامل توسط Petecanthroprop منتشر شد. این موجودات قبلا قادر به استفاده از آتش بوده اند و طبیعت را برای نیازهای خود (سنگ، پوست، استخوان) تنظیم می کنند. بعد، تکامل یک فرد به Paleoanthrop رسید. در این زمان، مفاهیم مردم می توانستند با صداها ارتباط برقرار کنند، به طور جمعی فکر می کنند. Neoantrops به آخرین مرحله تکامل قبل از ظهور یک فرد تبدیل شد. به طور خارج، عملا هیچ تفاوتی از افراد مدرن وجود ندارد. آنها ابزارهای کار را تسلط دادند، در قبایل متحد، رهبران را انتخاب کردند، رای سازماندهی شده، آیین ها را انتخاب کردند.

پرانودینا انسان

علیرغم این واقعیت که دانشمندان و مورخان در سراسر جهان هنوز در مورد نظریه های مبدأ مردم بحث می کنند، دقیقا جایی که ذهن ایجاد شده بود، هنوز قادر به نصب بود. این یک قاره آفریقایی است. بسیاری از باستان شناسان معتقدند که این امکان وجود دارد که مکان را به بخش شمال شرقی سرزمین اصلی محدود کند، اگر چه یک نظر و سلطه نیمی از جنوب وجود دارد. از سوی دیگر، افرادی هستند که اعتماد به نفس دارند که بشریت در آسیا (در هند و کشورهای اطراف آن) ظاهر شد. نتيجه گيري: اولين افراد پس از تعداد زیادی از کاوش های بزرگ، آفریقا را حل و فصل کردند. اشاره شده است که در آن زمان انواع مختلفی از برتری انسان وجود داشت (نژادها).

عجیب ترین یافته های باستان شناسی

جالب ترین مصنوعات که ممکن است بر ایده این که چگونه واقعا مبدأ و توسعه انسانی تاثیر می گذارد، جمجمه افراد باستانی با شاخ ها کاهش یافت. مطالعات باستان شناسی در صحرای گوبی توسط اکسپدیشن بلژیک در اواسط قرن بیستم انجام شد.

در قلمرو تمدن سابق سومری، تصاویری از مردم پرواز و اشیاء فرستاده شده به زمین به طور مکرر از خارج از منظومه شمسی یافت شد. هنوز نقشه های مشابهی در چندین قبیله باستانی وجود دارد. در سال 1927، در منطقه آب کارائیب، جمجمه شفاف عجیب و غریب به عنوان یک نتیجه از حفاری، شبیه به یک کریستال یافت شد. مطالعات متعدد، مواد تکنولوژی و تولید را نشان نداده اند. فرزندان قبیله مایا استدلال می کنند که اجداد آنها این جمجمه را پرستش می کنند، مثل الهی بالاتر.

دانشمندان، متکلمان، فیلسوفان - همه از زمان های قدیم تلاش می کنند تا به سوال در مورد جایی که فرد از روی زمین آمده است پاسخ دهد. در عین حال، نظریه پردازان به سه اردوگاه تقسیم شدند: برخی معتقدند به ماهیگیری خدا، دیگران - در داروین، بقیه - در مداخله بیگانه.

با توجه به نظریه داروین، یک فرد از نئاندرتال رخ داد، یعنی، او به تدریج از میمون به یک موجود انسان تبدیل شد.

اما چهل هزار سال پیش، به جای نئاندرتال های جانوران، زمین، بالا، باریک و زیبا ظاهر شد؟ پس از همه، مطالعه کد ژنتیکی نئاندرتال، تفاوت بسیار زیادی را با کد ژنتیکی Crosanon نشان داد، یعنی یک مرد مدرن.

شاید این معما بتواند با کمک افسانه های قدیم حل شود، که در آن همیشه برخی از خدایان را که از آسمان می آیند، به زمین می رسند، به زمین می رسند، به زمین فرود می آیند و دختران زیبا را به همسران می برند. متون باستان می گویند: "آنها شروع به ورود به دختران انسانی کردند و شروع به تولد آنها کردند."

چنین حقایق در بسیاری از منابع و حتی در کتاب مقدس شرح داده شده است. یک نسخه وجود دارد که این تماس های طولانی مدت منجر به مخلوط کردن خون و تولد افراد سالم و زیبا می شود.

بیگانگان مرموز در دوران باستان در بسیاری از رویدادهای زمینی مداخله می کنند، اغلب قبایل متخاصم را آشتی کرده و جنگ را متوقف کردند. در کتاب مقدس حزقیل پیامبر، در مورد رویدادهایی که در ابتدای قرن ششم قبل از میلاد برگزار شد، به ویژه، در مورد پرونده زمانی که او در رودخانه خشت در میان مهاجران بود، صحبت کرد.

در آن لحظه، مردم فکر کردند چگونه به سمت دیگر بانک رودخانه حرکت کنند. ناگهان، یک پدیده غیر معمول برای آن زمان ظاهر شد: "... یک ابر بزرگ، آتش، ریختن درخشش بود. ظاهری چهار حیوان از آتش خارج شد؛ آنها نگاهی به انسان داشتند.

آنها بال داشتند و دست های عادی زیر آنها قابل مشاهده بود. بال ها در تماس با یکدیگر، حمایت از آنها در هوا. اگر حرکت بال ها متوقف شد، پس آنها، به نظر می رسید که بدن های این موجودات را پوشش می دهد. " شما فقط می توانید دقت و جزئیات توضیحات این رویدادها را حس کنید.

کتاب مقدس، جلسات باستانی ترین فرد را با بیگانگان اشاره می کند که به شرح جزئیات "فرشتگان"، که از سدوم بازدید کرده اند، شرح داده شده است. با توجه به متون کتاب مقدس، این فرشتگان نیاز به غذا و یک شبه داشتند، و فیزیولوژیکی آنها مانند افرادی بودند که "مردان" محلی تقریبا "تخفیف" بودند. "آنجلا" از شهر فرار کرد. پس از آن، سدوم نابود شد. کتاب مقدس در مورد فرشتگان به عنوان موجودات انسانی می گوید.

با این حال، ممکن است بسیار زیاد باشد که همه چیز فقط مخالف است - یک روش شگفت انگیز که بر روی زمین یک شبه Kranmanonets ایجاد شده است، یعنی یک مرد مدرن، فرشته مانند. این فرضیه فوق العاده هنوز منتظر تایید آن است.

اعتقاد بر این است که بشریت در یک شکل متمدن، یعنی زمانی که شروع به استفاده از نوشتن کرد، حدود پنج هزار سال پیش ظاهر شد. با استانداردهای جهان، این یک دوره بسیار کوچک است. علم رسمی ترجیح می دهد تا به صورت ظریف از مسئله وجود تمدن های بسیار پیشرفته توسعه یافته جلوگیری کند.

این به طور مداوم بر این واقعیت متمرکز شده است که نسل فعلی مردم تنها یکی از این سیاره است که به پیشرفت های فنی رسیده است، هرچند بسیاری از شواهد غیر مستقیم می گویند که این نیست.

علاوه بر آتلانتیس، در گفتگوهای خود توسط افلاطون و هرودوت، و کشور شمالی افسانه ای هیپربوئی، ایالت های مستمر وجود داشت که به همان زمان از دوران بی سابقه ای رسیده بودند. حتی با تمام روابط اخراج بسیاری از مورخان به چنین مردانی افسانه ای، برخی از مصنوعات تأیید وجود آنها یافت می شوند، و بسیاری از آنها در قلمرو چین مدرن هستند. برخلاف

از ایالت های جزیره ای که به دلیل آسیب های طبیعی طبیعی متوقف شد و از بین رفت، قلمرو امپراتوری چینی باستان بسیار بهتر بود. باستان شناسان ساختارهای هرمی را مانند مصری و آمریکای جنوبی کشف کرده اند.

به هر حال، نه چندان دور، دانشمندان نووسیبیرسک، وجود در دوران قدیم قاره قطب شمال را تایید کرده اند - Arctic-hyperborei. با توجه به تحقیقات خود را منتشر شده در مجله بین المللی تحقیقات Precabrian، Franz Joseph Land، SPITSBERGEN ARCHIPELAGO، قفسه دریای کارا و جزایر Novosibirsk مورد استفاده قرار می گیرد. در عین حال، محققان توانستند ثابت کنند که قاره قطب شمال دو بار، با تفاوت 500 میلیون سال بود.

قبل از این، اعتقاد بر این بود که پس از فروپاشی این قاره، زمین ظاهر مدرن را به دست آورد. با این حال، مطالعات اخیر نشان داده است که 250 میلیون سال پیش بخشی از قاره مجددا مجددا مجددا مجددا مجددا مجددا تأمین می شود و تنها پس از فروپاشی دوم، این خطوط خط ساحلی که می بینیم، تشکیل می شود.

این کشف یک بار دیگر تأیید کرد که افسانه های هند و اسلاوی در مورد پراودای شمالی دور، اسطوره نیستند، بلکه توضیحات، هرچند حوادث بسیار باستانی، اما کاملا واقعی از بشریت گذشته، بر خلاف نسخه رسمی تاریخ.

مصری های باستانی، چینی، آتلانتا، هیپبرکان، مردم قاره های آمریکای جنوبی یا آفریقایی، مالکیت فن آوری ها را به عهده دارند، حتی برای زمان ما فوق العاده است. دانشمندان هنوز قادر به پیدا کردن یک پاسخ نیستند، چگونه آنها موفق به افزایش بلوک های غول پیکر در طول ساخت هرم یا نصب مجسمه های غول پیکر در جزیره عید پاک شدند.

و بسیاری از نمونه های چنین. حداقل برج بابلی اسطوره ای را که در تاریخ کتاب مقدس ذکر شده است، بپذیرید. طراحی شرح داده شده به یادبند آسمان خراش های مدرن، و به همین ترتیب، آن را غیر ممکن است ساخت آن بدون محاسبات دقیق از بارها و تجزیه و تحلیل.

ساخته شده از سنگ، بدون قاب فلزی، ساختمان حتی نمی تواند مقاومت حتی حتی وزن خود را و یا یک رول، همانطور که به برج پیزا اتفاق افتاده است. ممکن است که ساخت و ساز در بابل (و همچنین اهرام) نیز در شرایط فنی کاملا متفاوت بود. هیچ شواهد قابل اعتماد وجود ندارد که برج یک شکل دور از پایه داشته باشد، بنابراین کاملا امکان پذیر است که بابلی ها نیز یک هرم را ساخته اند. پس از آن، به عنوان شناخته شده، ساختار نابود شد، و شهر خود را به پوسیدگی کاهش یافت.

در افسانه های همه این مردم، همیشه در مورد نوعی خدایان که از آسمان آمده است، ذکر شده است ... و سپس شرح دستگاهی که توسط معاصران شناسایی شده است با یک موجود فوق العاده فوق العاده دنبال می شود.

چرا هیچ کس دقیقا نمی داند چگونه و زمانی که یک فرد بر روی زمین ظاهر شد؟ پس از همه، دانش طبیعت و آموزه های فیلسوفان بزرگ به هزاران سال به ما آمدند. اما دانش نحوه ساخت هرم ها ناپدید شد. دانش اول شخص نیز ناپدید شد. شاید آنها به خصوص از حافظه مردم پاک شوند؟

پس از آن کجا جنس انسان است؟ طرفداران Darwinism با هر کشف بعدی در ژنتیک کمتر و کمتر تبدیل می شوند و شواهد عدم امکان منشاء مستقل این گونه بیشتر و بیشتر است.

نسخه مداخله یک دلیل فرازمینی برای امروز، مربوط به آن است، به خصوص از آنجایی که به صورت ارگانیک به آموزه های مذهبی مرتبط است، بلکه نه تنها با جریان، بلکه همچنین با کسانی که در حال حاضر از مزاحم هستند.

منبع: Province.RU.

نظریه تکاملی چارلز داروین به ما می گوید که وقتی یک مرد روی زمین ظاهر شد، به ما می گوید. این نقطه نظر به طور کلی پذیرفته شده است در میان محققان علمی پیش از این، مردم نمی توانستند بگویند که یک مرد را ایجاد کرد. هزاره ها معتقد بودند که بشریت کار خدایان بود، با این حال، علم به سوال که چه کسی پاسخ فرد را ایجاد کرد - تکامل ....

نمایندگان اول

یک فرد در دوران دور به نظر نمی رسد مانند یک شباهت، که در آن ما می توانیم آن را در حال حاضر مشاهده کنیم. اولین نماینده ظاهر ما بر روی زمین بیشتر شبیه یک میمون بود، نسبت به نماینده مدرن جامعه بشری. برخی از محققان بر این باورند که اولین فرد استرالیاپیتا بود. بسیاری از این مفروضات انتقاد می کنند، زیرا واقعا شبیه کلاس پایین تر از اولویت ها است. نقطه عطف بعدی پس از استرالیاپیتک تبدیل به Homo Habilis یا "مهارت مرد" شد.

او در دو پا راه می رفت، یک موقعیت نسبتا مستقیم داشت. این افراد اولین ابزار کار را برای لذت بردن از آنها برای استخراج مواد غذایی و ساخت مسکن ایجاد کردند. اکتشافات مدرن باستان شناسی مجاز به ایجاد دقیق ترین تاریخ زمانی که یک مرد ماهر بر روی زمین ظاهر شد. این تقریبا 2.6 میلیون سال پیش اتفاق افتاد.

توجه! اولین نمایندگان دیدگاه ما در مورد زمین رشد نسبتا کم بود. اگر در حال حاضر رشد متوسط ​​فرد متوسط ​​حدود 1.7 متر است، پس فرد ماهر بالاتر از 1.2 متر بود.

محل اقامت

کجا و زمانی که یک فرد بر روی زمین ظاهر شد: محل و دوره وقوعمحققان در حال تلاش برای ایجاد هستند جایی که اولین حل و فصل ظاهر شد مردم. برای سالهای زیادی اعتقاد بر این بود که نژاد بشر در قلمرو اروپای غربی آغاز شد.

دلیل اصلی این نظریه Eurocentrism است، که گفت که تمدن های قدرتمند در قلمرو اروپا ایجاد شده است، و از اینجا این پیشرفت آغاز شد.

در نیمه دوم قرن بیستم، باستان شناسان بقایای ماهرانه ترین در قلمرو تانزانیا مدرن، مثلث به اصطلاح را پیدا کردند.

آنجا بود که کلید پیدا شد، که منجر به منشاء بشر شد. باستان شناسان در نزدیکی استخوان های انسانی ایجاد شده از ابزار سنگ کار، که می تواند به عنوان یک ابزار خوب برای معدن غذا به خوبی خدمت کند.

در سال 1960، تئوری تکامل داروین در حال حاضر بدون شک داشت. یافته های باستان شناسی نیز برای درک اینکه چگونه یک فرد توسعه یافته است، چگونه حجم مغز آن در طول زمان افزایش یافت و فعالیت های فکری بهبود یافت.

در مورد طبقه بندی در دوره، تولد بشریت این باید توسط دوره Cineosa Dated باشد که 65 میلیون سال پیش آغاز شد. در مورد این دوره، آنها به عنوان "دوران یک زندگی جدید" پاسخ می دهند، زیرا بلافاصله پس از سقوط یک شهاب سنگ بزرگ آغاز شد، که دایناسورها و بسیاری از زندگی خود را در این سیاره نابود کرد.

جالبه! جایی که قبایل اسلاوی شرقی و همسایگان آنها زندگی می کردند

فرآیند تکامل

ما آموخته ایم که یک فرد از آن آمد و اولین فرد در زمین بود، اما تکامل گونه های ما متوقف نشد - حتی تغییرات شگفت انگیز نیز وجود دارد.

homo ergaster

کجا و زمانی که یک فرد بر روی زمین ظاهر شد: محل و دوره وقوعتقریبا 1.8 میلیون سال پیش Homo Habilis به یک فرد کار می کرد، یعنی Homo ergaster. اندازه مغز این نوع به طور قابل توجهی بالاتر از Homo habilis است. دانشمندان بر این باورند که Homo Ergaster است که فرصتی برای لذت بردن از سخنرانی مکالمه به دست آورد.

در نزدیکی Skeletons Homo Ergaster، باستان شناسان، اثرات آتش سوزی را پیدا کردند. در نتیجه، این نوع برای اولین بار شروع به استخراج آتش می کند. علاوه بر این، شخص عامل اختراع روبیلو را اختراع کرد.

Homo Ergaster به احتمال زیاد به حیوانات شکار شده است، و تا این مرحله اولین افرادی که در زمین بودند، بلکه جمع آوری ها و پارامترها بودند. سطح نسبتا بالایی از اطلاعات به آنها اجازه داد تا در گروه هایی که شروع به شکار کردند، جمع آوری شوند - این به طور قابل توجهی شانس بقا و نهایی موفقیت آمیز را افزایش داد.

انسان راست قامت.

حضور دیگری از یک فرد شروع به استعمار سیاره کرد. از قلمرو آفریقا، اولین افرادی که بر روی زمین بودند، به قلمرو اروپای غربی و آسیا رفتند. این در شرق دور بود که بقایای مرحله بعدی توسعه نژاد بشر یافت شد - Homo erectus یا یک فرد چرخش.

در این مرحله از توسعه بشر، نماینده او به طور متوسط ​​1.4 متر بود. Homo erectus دیگر تنگ نشده بود، پیاده روی مستقیم بود. هنوز استفاده می شود ابزار سنگ کار . مردم ریشه ها و گیاهان را جمع آوری کردند، بازی میانی و کوچک را شکار کردند.

به عنوان یک فرد در دوران باستان، او نمیتوانست تنها خود را حفظ کند، احضار شروع به بازگشت به نقاشی نسبتا بزرگ، که چندین ده نفر بود. erectuses همچنین شروع به تهیه گوشت در آتش کرد. در این مرحله از توسعه در طول گرسنگی، یک فرد به قتل عام تبدیل شد.

با این حال، بین ارقام، برای اولین بار، آغاز روابط، شبیه به یک زن و شوهر دائمی متاهل، این مزیت، عذرخواهی یک رابطه جنسی بی قید و شرط بود. یافته های باستان شناسی نیز تایید کرد که احکام مراقبت از قبیله های زخمی و خواص درمانی گیاهان را درک کرد.

مهم! شاید، قبلا افرادی بودند که شامان یا نشانه ها نامیده می شدند.

توسعه تفکر

کجا و زمانی که یک فرد بر روی زمین ظاهر شد: محل و دوره وقوعبرای مدت طولانی اعتقاد بر این بود که یک مرد معقول، اجداد نئاندرتال بود.

با این حال، مطالعات قرن بیستم ثابت کرد که نئاندرتالز یک شاخه مرده توسعه در قلمرو اروپای غربی بود و Homo Sapiens از آفریقا آمد. علاوه بر این، آن را نابود کرد و نئاندرتال را جذب کرد.

باستان شناسان تاسیس کرده اند که اولین افرادی که مجددا مجددا ذهنیت ذهن را در حدود 350-250 هزار سال پیش ظاهر شدند.

در ابتدا، Homo Sapiens Nomads و Collectors بود، و تنها 15 هزار سال پیش آغاز شد:

  • یادگیری کشاورزی
  • ابزار کار را از استخوان بسازید
  • ساخت خانه های دائمی
  • پایه های کوچک مقدماتی دائمی،
  • برای دوختن لباس،
  • قرعه کشی روی دیوارهای غارها.

10 هزار سال پیش، مردم با سخنرانی ارتباط برقرار کردند و حرکات و عبارات صورت به پس زمینه رفتند.

در این مرحله از توسعه، مردم برای اولین بار شروع به ایجاد خانواده ها کردند و ازدواج را نتیجه می گیرند. توسعه کشاورزی امکان حفظ برخی از محصولات را فراهم کرد، بنابراین ممکن است ظاهر کلاس ها، قدرت و فرصت ها برای زنده ماندن در زمان های نامطلوب ظاهر شود.

کجا و زمانی که یک فرد بر روی زمین ظاهر شد: محل و دوره وقوعHomo Sapiens حیوانات اهلی شده، که به انگیزه به توسعه گاو پرورش داد. همچنین فرایند غذای معدن را تسهیل کرد - لازم نیست صرف مقدار زیادی از زمان و تلاش برای شکار. در همان زمان، تجارت بین قبایل بوجود می آید: برخی از پوسته های ارائه شده، و دیگر پوسته های زیبا و یا ماهی.

10 هزار سال پیش Homo Sapiens او شروع به ساخت شهرها کرد، زبان های اول را اختراع کرد و تمدن ها را در قلمرو خاورمیانه، شمال آفریقا، هند، آمریکای لاتین ساختیم.

ما متوجه شدیم که چگونه یک فرد در طول کل دوره تکامل، که در آن اولین افراد 2.5 میلیون سال پیش بودند، به عنوان روند تکاملی به این روز ادامه داد.

دستاوردهای علمی مدرن تئوری منشاء الهی انسان را انکار کرد و موقعیت داروینیسم را تضمین کرد. مردم، قبل از تبدیل شدن به چنین در حال حاضر، راه طولانی از تکامل را از یک میمون مانند به مرد مدرن عصر اطلاعات منتقل کرده اند.

چه دوره ای به نظر می رسد

مراحل توسعه انسان از معقول بر روی زمین

خروجی

اولین فرد در قاره آفریقا ظاهر شد، میهن خود به قلمرو تانزانیا مدرن تبدیل شد. باستان شناسان این منطقه مثلث عربان را یا "گهواره بشر" می نامند. از آفریقا، قبایل کوچکی از مردم شروع به حل و فصل در سراسر این سیاره، فتح اروپا، آسیا، و سپس استرالیا و آمریکا.

جالبه! اثبات تکامل: یک مثال از جهات در انسان

اول مردم بر روی زمین، یا کجا میهن واقعی بشر است؟

ما در مدرسه تدریس شدیم: PeteitrontTROP از میمون، از او - نئاندرتال، از نئاندرتال - Krohanyonets، و در حال حاضر از او - Homo sapiens رخ داده است. علم رسمی برای مدت زمان بسیار طولانی به این نظریه پیوسته است، به رغم ناسازگاری های متعدد و حقایق غیر قابل توضیح. نسخه مذهبی ظاهر مردم به نظر می رسد کوتاه تر و هنوز هم مهیج: از یک خدای خاص رخ داده است، و از او - همه مردم و نژادهای دیگر. واقعا چطور بود؟

Peteitrocks در برابر نئاندرتالزف

علیرغم برخی از شباهت های خارجی، نه پیتیتروک، نه فرزندان آنها نئاندرتال اجداد ما بودند. به گفته ژنتیک، پیشگامان مستقیم افراد مدرن - Cryanonians - مهاجران از آفریقا. انسان شناسان پیشرو اروپایی و امریکا به این باور رسیدند که اگر یک اجداد مشترک وجود داشته باشد، اختلاف ژنتیکی بین تراشه و نئاندرتال ها حدود 500 هزار سال پیش رخ داده است. و این بدان معنی است که احتمال این است که اینها دو نوع مختلفی از افراد باستانی هستند که برای هزاران سال هم همگام شده اند. نه به مسالمت آمیز: استاد دانشگاه بوردو ژان ژاک Jublen اعتماد به نفس است که آنها در میان خود خم شده اند. اغلب در پارکینگ های بسیاری از نئاندرتال ها، استخوان های خالی از کریانون ها را پیدا می کنند و در پارکینگ های ترانسفورمانی ها - نئاندرتال ها خورده اند.

اما ژنتیک همچنین شواهدی از مخلوط کردن بین نئاندرتال ها و کریاننی ها را یافت. یک واقعیت مشابه همچنین نشان می دهد که این افراد مختلف در همان دوره زمانی بر روی زمین زندگی می کردند. و بنابراین، آنها واحدهای تکاملی از میمون به انسان نیستند.

ما میمون ها - و نقطه!

به طور کلی، زنجیره تکاملی نمی تواند از یکپارچگی خود قدردانی کند. بنابراین، هنوز هیچ پیوند تکاملی انتقالی از پریمات توسعه یافته بیشتر به ابتدایی ترین فرد وجود ندارد. به نظر می رسد که در طبیعت به سادگی وجود ندارد. ما هیچ چیز مشترک با میمون ها نداریم. به عنوان مثال، انسان نمی تواند ارگان ها و بافت های میمون را ترجمه کند. اما ما از آنها اتفاق می افتد، تقریبا 100٪ سازگاری وجود دارد. در همین حال، سازگاری بافت به Homo Sapiens نزدیک ترین ... خوک است! این ثابت نمی کند که ما از یک خوک آمده ایم، اما نه از میمون - مطمئنا.

جاذبه زمین

علاوه بر این! تقریبا تمام پستانداران زمین، قابل مقایسه با افراد در اندازه و وزن، به ویژه اولویت ها، بسیار سریعتر از ما عمل می کنند. آنها به راحتی پریدن به ارتفاع، غیر قابل دستیابی برای انسان ها، و به راحتی از قد پر می شوند، به او آسیب می رسانند. چی میگه؟ این واقعیت که حیوانات زمین بهتر از قدرت گرانش زمین نسبت به Homo sapiens سازگار است. و اگر به موارد ذکر شده اضافه شود که فرد تنها موجودی بر روی سیاره است که مبتلا به استئوچندروز است، نتیجه گیری خود را نشان می دهد: اسکلت انسان و عضلات برای یک گرانیت ضعیف تر از زمین طراحی شده اند. به عنوان مثال، در مریخ، که 2.63 برابر کمتر از زمین است. سیستم های خون و اکسپرسی ما نیز برای گرانش ضعیف طراحی شده اند.

هنگامی که بدن برای مدت طولانی در موقعیت عمودی قرار دارد، این سیستم ها شروع به صعود می کنند، که در رکود خون، لنفاوی ها و مایعات در قسمت های پایین بدن بیان می شود. به هر حال، نئاندرتال ها کمی پایین تر از Homo Sapiens بودند، اما دارای عضلات قوی استخوان و توسعه یافته بودند که آنها را بیشتر به گرانش زمین تبدیل کرد. در عین حال، آنها حتی بیش از افراد مدرن در حجم مغز، آنها سخنرانی و تفکر انتزاعی را توسعه داده اند. و هنگامی که آن را در مورد سلامت آمد، قابل توجه است: نئاندرتال ها بسیاری از بیماری های ارثی HOMO Sapiens ناشناخته بودند: اوتیسم، بیماری آلزایمر، سندرم داون، اسکیزوفرنی. بر روی زمین، این پاتولوژی ها تنها در انسان یافت می شود. به نظر می رسد که ما از جایی آمده ایم.

آسیب تولد

اکثریت کودکان تازه متولد شده در ماه های اول زندگی، چنین علائمی عصبی به عنوان هیپرتونوس وجود دارد. به نظر می رسد به دلیل فشرده سازی، آسیب به ساختارهای مغز کودک در زمان عبور از سر کودک توسط مسیرهای عمومی. دلیل این امر ناسازگاری قطر سر از قطر نوزاد تازه متولد شده مسیرهای عمومی است. پزشکی مدرن Hypertonus را در نظر می گیرد، به این معنی که فشرده سازی مغز هنجار است. با این حال، در کودکان متولد شده از طریق بخش سزارین، چنین آسیب مغزی وجود ندارد و در نتیجه هیچ هیپرتونوس وجود ندارد.

مشاهدات چند ساله نشان می دهد: "سزاریات" بهتر است توسعه یابد، مطالعه ساده تر است، بسیار کمتر از سردرد و سایر آسیب های مغزی در بزرگسالی رنج می برد. علاوه بر این، ناسازگاری قطر سر کودک با قطر مسیرهای عمومی منجر به این واقعیت می شود که زنان در زنان به شدت دردناک و صداقت - هر دو برای مادر و برای کودک ادامه می دهند. با این حال، در پستانداران دیگر در سیاره ما، کار یک فرایند فیزیولوژیک عادی است که به درد یا آسیب رساندن به سلامت زن یا توله مربوط نمی شود.

همان زنان نئاندرتال گاو و گستردگی بودند. به احتمال زیاد، و زایمان آنها به راحتی درآمد دارند و نوزادان Hypertonus را نمی دانند.

دلیل این امر این است که در تقریبا تمام قطر نوآوری زمین سرپرست، به طور کامل مربوط به قطر مسیرهای تناسلی زنان است که نتیجه، ظاهرا، یک فرآیند تکاملی طولانی و تدریجی بود.

اما استثنائات، البته، این است که این نوع حیوانات است که به عنوان یک نتیجه از پرورش انسان ظاهر می شود. به عنوان مثال، عملا تمام سگ های نژاد های تزئینی دشوار است، با عوارض، و برخی از توله سگ ها، با وجود مراقبت های دامپزشکی، می میرند. اما استثنا فقط قوانین عمومی را تایید می کند.

سرزمین اصلی انسان

اگر حقایق فوق را خلاصه کنید، می توانیم نتیجه گیری کنیم که زمین خانه Homo sapiens نیست. به نظر می رسد که اجداد ما بر روی یک سیاره دیگر ظاهر شده و توسعه یافته اند، با نیروی کوچکتر از گرانش. و حجم کوچکتری از مغز وجود داشت که ظاهرا آنها کافی است. اما به دلایلی، آنها به زمین منتقل شدند، جایی که، با این حال، ساکنان بومی در حال حاضر تحت سلطه - نئاندرتال ها. بدیهی است، برای افزایش رقابت اجداد ما، مغز به طور مصنوعی افزایش یافت و برخی از دانش فنی تکنولوژیکی داده شد. و خیرخواهان ناشناخته نتیجه مطلوب را به دست آوردند: نئاندرتال منقرض شد، Homo Sapiens در این سیاره ریشه گرفت و به این نظریه اعتقاد داشت که ساکنان بومی زمین هستند. اما اکنون، دانشمندان بیشتر و بیشتر مریخ از زادگاه واقعی انسان نامیده می شوند. البته، این فرضیه را تایید یا رد می کنیم که می توانیم تنها زمانی که پای یک فرد در این سیاره مرموز قرار می گیرد، می توانیم.

اگر ما فرزندان پیتیترون ها و نئاندرتال نیستیم، پس چه کسانی اجداد ما هستند؟ چه کسی Kromanonians رخ داد و چگونه آنها را به قاره آفریقا تبدیل کرد؟ هیچ پاسخ مستقیم و قابل اعتماد به این سوالات وجود ندارد. اما تعداد کافی در دیدگاه اول از حقایق پراکنده وجود دارد، که اجازه می دهد به منشاء Homo sapiens از نقطه نظر غیر معمول نگاه کنید.

چه کسی و چرا دایناسورها را نابود می کندما موضوع را ادامه می دهیم: مرد معقول - جاده خوب تا به حال، دلایل ناپدید شدن دایناسورها در دوره گچ غیر قابل درک است. آنها سعی کردند مرگ توده ای این حیوانات و یخ زدگی سیاره را توضیح دهند و تغییر در فعالیت های خورشیدی ...

اما بعد از همه، دوره های یخبندان قبل از آن، فعالیت خورشیدی تغییر کرد، با این حال، با این حال، به دلایلی، منجر به انقراض دایناسورها نشد؟

بله، علاوه بر این، در دوره یخبندان سیاره، مناطق بزرگ در منطقه استوایی حفظ شده اند، که یخچال ها هرگز به آن رسیده اند، اما، با این حال، دایناسورها منقرض شده اند و وجود دارد ...

فقط در برخی از نقاط هنوز هم گاهی اوقات فرزندان دایناسورها وجود دارد - موجودی زندگی در جنگل کنگو، غول های مرموز در عمق اقیانوس زندگی می کنند ...

در افسانه های تقریبا تمام ملت های جهان، جنگجویان شجاع شکست Dragons - دایناسورها و غیره، و غیره.

اجازه دهید ما را در یکی از اسرار متعدد از سیاره زیبا ما - یک قبیله ریدل

دگمونوف

.

اختصاص داده شده به بزرگان این قبیله، از نسل به نسل، انتقال اطلاعات در مورد این واقعیت است که اجداد آنها از یک ستاره دور Sirius به زمین آمدند .

و اطلاعاتی که به مدت طولانی به نسل های این ستاره و سیستم سیاره ای آن منتقل شده است، دقیقا با داده های نجومی مدرن همخوانی دارد.

سوال: چگونه می توان سگ را قادر به دانستن در مورد محل ستارگان، که تنها با کمک تلسکوپ های مدرن دیده می شود؟ ..

بنابراین

کجا و چگونه بشریت در زمین 30-40 هزار سال پیش ظاهر شد؟

چرا، برای این هزاره ها، یک فرد کاملا تغییر نکرد و همانطور که پیر د سایهن می نویسد، تنها تجزیه و تحلیل دقیق رادیولوژیک به شما اجازه می دهد تا فسیل را تشخیص دهید homo sapiens. از اخیرا مرده ...

و، جالب تر،

در انسان، در طول زندگی خود، تنها 3-5٪ از نورون های مغز کار می کنند

.

در ابتدا، آنها تصور می کردند که تمام نورون ها به طور مداوم در کار فعال مغز، تنها به نوبه خود دخیل بودند، اما مطالعات دیگر نشان داده اند - از زمان تولد تا مرگ، همان 3-5٪ از نورون های مغز انسان کار می کنند. 95-97٪ باقی مانده "سهام" .

این سوال مطرح می شود - برای اینکه یک فرد به این "سهام" نیاز دارد و، چگونه او با او ظاهر شد؟!

و، که به ویژه جالب است، نورون هایی که در این 3-5٪ گنجانده شده اند، تعداد نورون های تعامل با یکدیگر را ضروری می سازد ظهور ذهن در صاحبان آنها.

با تعداد کمی از نورون های تعامل با یکدیگر،

هیچ تغییر کیفی رخ نمی دهد، و ذهن به نظر نمی رسد

.

چرا انسان بیش از حد لازم، برای وقوع دلیل، تعداد نورون ها دیگر نیست؟

به منظور پیدا کردن پاسخ به این اسرار، سعی کنید به ستاره ها بروید ...

در فضای بزرگ میلیاردها جهان وجود دارد که مقیاس های مختلف و ترکیب سیستم های فضایی، بسته های مختلف را ایجاد می کنند. در این سیستم ها - میلیاردها و میلیاردها تمدن که انجمن های خود را ایجاد می کنند.

تمدن های بسیار توسعه یافته در فضا در انتقال کشتی های صفر حرکت می کنند، که بر اساس یک برنامه داده شده فضا و فضای باز می شود.

این کشتی ها به تازگی اغلب تبدیل شدند به نظر می رسد در سیستم خورشیدی و زمین.

آنها به شما اجازه می دهند تا به فواصل بزرگی بروید، برای Earthlings غیر قابل تصور است. اما، با این حال، فاصله حرکت و آنها محدودیت خود را ... این محدودیت توسط ویژگی های مواد از کشتی های ایجاد شده و محدودیت های قابلیت های اپراتورها دیکته شده است.

برای درک بیشتر مشکل، شما باید اصل جابجایی و کنترل UFOs را درک کنید. اصل کار آنها بر اساس انحنای فضا است که در شرایط طبیعی نیز بوجود می آید.

هر وزن بر فضای موجود در آن قرار دارد. او ستاره فضایی را از جمله خورشید ما چرخاند، به عنوان یک نتیجه از آن، امواج نور در نزدیکی ستاره، حرکت مستقیم را بر روی منحنی تغییر می دهد، که به شما اجازه می دهد تا ستاره شناسان را که پشت سر خورشید است را ببینید.

ستاره های کلاس خورشید ما کمی فضای اطراف خود را پیچ و تاب می کنند. ستاره های نوترونی، که دارای حجم کمی و یک توده بزرگ (3-5 توده خورشیدی) هستند، فضای بسیار قوی تر می شود.

«

سیاه چاله ها

"، که قطر حدود ده کیلومتر و جرم دارد

8-10

Suns، فضای پیچیده را به طوری که در این محل جهان موازی متصل شده است، و از طریق این اتصال، موضوع از جهان ما شروع به جریان به موازی ...

این در macrokosmos است. در میکروکوزم، همین اتفاق می افتد.

هسته هر اتم فضای اطراف خود را پیچیده می کند، اما فقط در مقیاس میکرو، سفارش

ده -15 ... ده -سیزده м

. هسته شدیدتر، بیشتر درجه این انحنای بیشتر است.

اما با وزن اتمی، بیش از 200 واحد اتمی، هسته ناپایدار می شود و شروع به فروپاشی به کرنل های ساده تر و پایدار می شود. بنابراین، عناصر رادیو اکتیو وجود دارد.

ترکیبات ارگانیک به علت ساختار خاص مولکول ها (زنجیره کربن)، به طور قابل توجهی فضا را در سطح میکرومیت پیچیده می کند.

این منجر به ناپدید شدن یک مانع کیفی در ناحیه ترکیبات آلی سنگین بین سطوح فیزیکی و اتر سیاره ما می شود که در اصل، تفاوت کیفی در ترکیبات آلی اتم ها از ترکیبات معدنی است.

هنگامی که فروپاشی ترکیبات ساده، فرمولاسیون مواد آنها شروع به جریان از لایه فیزیکی بر روی اته، که منجر به سازماندهی کیفی جدید از ماده - به

ماده زنده

.

اگر در macrosmosmos در اطراف "سیاه چاله ها" یک منطقه از ماده جریان از جهان ما به موازی، سپس در یک میکروکوزم، در اطراف مولکول های بزرگ آلی وجود دارد ( dna رام کردن )، یک منطقه جریان از سطح فیزیکی سیاره ما در اترالی وجود دارد.

قوانین و مکانیزم ها و در میکروکوزم و در Macrocosms یکی هستند، تنها ویژگی های خود را دارند.

هنگامی که، در جریان تکامل زندگی آلی، یک سلول ظاهر شد، و مکانیسم تقسیم سلولی توسعه یافت، یک پدیده کیفی وجود داشت که نمی توان در ماکروسیوم مشاهده کرد .

تقسیم سلولی

سلول های قدیمی، در حین تقسیم، به طور کامل از بین می روند و ناپدید می شوند، - ماده اجزای آن، جریان به طرح اتریشی و

یک گاو نر از سلول اتریک ایجاد کنید

. و تنها پس از مدتی، سلول های ضروری شروع به جمع آوری سلول های فیزیکی می کنند.

فرآیند تقسیم سلول ها با میکروسکوپ تونل و کلیپ های ویدئویی فیلمبرداری شده است که چگونه سلول های قدیمی به طور کامل از بین می روند، در طول بخش و پس از مدتی، دو سلول جدید شروع به ظاهر شدن می کنند - کپی دقیق سلول های قدیمی.

در سطح سلول زنده، در طول تقسیم، جریان کامل ماده از یک سطح به دیگری وجود دارد، و سپس بازگشت. این اتفاق می افتد با هر قفس زنده، هر ارگانیسم زنده، میلیون ها و میلیون ها بار ...

من مکانیسم مسائل جریان بین سطوح موازی را درک کردم، در طی بخش سلولی، تمدن کیهان، کلید حل مسئله را پیدا کرد جابجایی در فضا .

ufo

هنگامی که فن آوری ها به طور فنی چنین جریان را انجام دادند،

به نظر می رسد کشتی صفر انتقال - UFO

.

حمل صفر حمل و نقل ساختار زیستی . به عبارت دیگر، شامل مولکول های آلی بزرگ مشابه مولکول ها است dna иرام کردن در آن، بر روی اتصالات رایگان، فلزات سنگین وجود دارد.

این به شما اجازه می دهد تا Microcosmos را نه تنها بین سطوح موازی سیاره و حتی در سطح ماکرو جهان موازی قرار دهید.

حالا شما فقط باید یک فرآیند شبیه به تقسیم سلولی را اجرا کنید، و در حال حاضر یک جرم بزرگ ماده از یک جهان به دیگری مجازات خواهد شد، جایی که قوانین کاملا متفاوت هستند.

این تنها برای تنظیم وظیفه جریان است، نه در همان نقطه، اما در نقطه مورد نظر جهان، و کشتی به نظر می رسد در این نقطه است.

چنین کشتی را مدیریت کرد PSI-Fields که توسط خلبانان انتقال صفر حمل می شود . بیشتر فاصله حرکت، بالاتر از زمینه PSI برای این ضروری است.

یک خلبان چنین قدرتی را نمی توان ایجاد کرد، بنابراین چندین خلبان مورد نیاز است، که باید به طور کامل همزمان کار کنند، و هر کدام باید بخشی از قدرت PSI-Field مورد نیاز برای حرکت را ارائه دهند.

اگر چیزی در این کار در نظر گرفته شود، انتقال صفر کشتی می تواند از جهان موازی خارج نشوید و در نقطه دلخواه مادی نکنید، که منجر به انفجار نابودی کشتی می شود .

شهاب سنگ تونگوسکا

چنین انفجار بر روی زمین مشاهده شد. شهاب سنگ معروف تونگوس، صفر صفر انتقال تمدن از صورت فلکی سوان است که نمی تواند از جهان موازی خارج شود و انفجار نابودی رخ دهد.

و به همین دلیل، هیچ خرابی، هیچ گونه عفونت رادیواکتیو در نظر گرفته نشده در منطقه انفجار هرگز یافت نشد.

لازم به ذکر است که سایبورگ این کشتی به حداقل عواقب فاجعه کاهش یافته است.

خدمه کشتی او را در کپسول نجات در منطقه شمالی سیبری غربی ترک کرد، از جایی که آنها برداشته شد، و کشتی، در Autopilot، همچنان به پرواز در زمان، و با تغییر مسیر در نود و درجه، که هیچ ستاره دنباله دار یا شهاب سنگ می تواند انجام دهد ...

دانشمندان چگونه این پدیده را توضیح دادند؟!

و این بسیار ساده است - یک شهاب سنگ وارد فضای، که در آن سوزانده شد، و، هنگامی که احتراق، یک انفجار پلاسما وجود داشت ...

چنین فاجعه ای در فضا خیلی نادر نیست. و، فاصله ای بیشتر که صفر کشتی باید حرکت کند باید حرکت کند، احتمال وجود چنین فاجعه ای بیشتر است.

در واقع، تعداد بیشتری از خلبانان در ایجاد قدرت مورد نظر از میدان PSI شرکت می کنند، احتمال کار غیر هماهنگ و مادربزرگشان بیشتر است.

بنابراین، تعداد خدمه نمی تواند بزرگ باشد - به طور متوسط ​​فاصله، تعداد خدمه چهار خلبان، در فاصله های طولانی - شش است. در مورد دوم، احتمال ابتلا به یک فاجعه بزرگترین است.

بنابراین، فاصله نفوذ در عمق کیهان توسط هر تمدن بسیار توسعه یافته توسط قدرت قدرت کشتی حمل و نقل صفر و قدرت فیلد PSI تعیین می شود که می تواند یک موجود معقول از این تمدن ایجاد کند.

متأسفانه هر دو محدودیت دارند. این توسعه تمام تمدن ها را در فضا کاهش می دهد.

سلسلهارهای انجمن بزرگ تمدن های "سفید" که شامل بسیاری از میلیارد تمدن ها هستند، تصمیم گرفتند سعی کنند راهی برای خروج از این بن بست ...

هر تکنیک "سقف" خود را دارد، بنابراین تصمیم گرفت مصنوعی ایجاد شود

یک موجودی معقول جدید، با ادغام ویژگی های مختلف، اما ژنتیکی، تمدن های مختلف

.

چندین سیاره (نه) آماده شده است ازمایش (لازم به ذکر است که سیارات انتخاب شده اند، که به هر دلیلی یا دیگری، در آستانه مرگ بودند.) یکی از این سیارات - سیاره زمین .

مصنوعی تسریع و مدیریت زندگی در سیاره،

سیستم زیست محیطی نوع مورد نظر ایجاد شد

.

سپس، این دیدگاه که از "بمب های ژنتیکی" و برای یک زمان بسیار کوتاه، از طاقچه های زیست محیطی لازم را اشغال کرده بود.

چه کسی و چرا نئاندرتال را نابود می کندطوفان اکولوژیکی آزاد شده این جمعیت حدود 30-40 هزار سال پیش توسط موجودات انسانی بود که بعدا شروع به تماس با خود کرد homo sapiens. .

در همان زمان، نمایندگان تمدن های مختلف که در این سیاره بودند

به طور ژنتیکی سازگار است و می تواند فرزندان مخلوط را ارائه دهد که کیفیت والدینش را ترکیب می کند

.

اما، حتی با ژنتیک سازگار، تشکیل شده است سه گروه انسانهای تمدن های مختلف که در میان ژنتیک نزدیک بود. extagroups خدمت کرده است پایه ای برای نژادهای مختلف زمین - سفید، زرد و سیاه .

هر نوع در مناطقی از زمین حل و فصل شد، جایی که آب و هوا به اندازه کافی نزدیک به بومی بود، برای سریع

سازگاری در شرایط جدید

.

همچنین باید توجه کرد که تمام تمدن ها در این آزمایش به طور داوطلبانه شرکت کردند، همه انسان ها به طور آگاهانه به آن رفتند .

ریشه های انساناز آنجا که اصل مشارکت در آزمایش، وضعیت سازگاری ژنتیکی و حضور خواص و ویژگی های مختلف بود، تمدن سطوح مختلف توسعه در این آزمایش شرکت کرد.

برای اتصالات

در یک فرد، بسیاری از ویژگی ها و ویژگی ها نیاز به مخلوط شدید ژنتیک دارند.

.

و به طوری که ممکن است همه شرکت ها در آزمایش مغز بسته شدند و حداقل تعداد نورون ها را ترک کردند، که تنها می توانست یک نگاه اجمالی از ذهن خود را فراهم کند .

از همین رو،

Homo Sapiens تنها 3-5٪ از نورون های فعالانه کار می کند

باقی مانده، تنها می تواند در توسعه تکاملی بشریت به طور کلی یا یک فرد به طور خاص باز شود.

قبایل نژادهای سیاههمه شرکت کنندگان در این آزمایش به تکامل به حالت وحشی بازگردند. در چنین شرایطی، قبایل شکل گرفتند، که به یکدیگر حمله کردند، مردان را نابود کردند و زنان به همسران منتقل شدند یا از آنها به هم متصل شدند.

کودکان با کیفیت متحد متولد شدند. همه چیز به یک جنبش سریع آمد ... قبایل ضعیف در قوی و قوی محلول در قویترین و غیره حل شده اند. و غیره..

چرخ تکاملی به حرکت آمد و تا کنون متوقف نشد. کسانی که او را راه اندازی کرد، به طور مداوم جنبش خود را تماشا کرد و اجازه نمی داد آن را به آن یا کاهش دهد. اغلب چنین مداخله ای نامرئی بود، اما در بعضی موارد هر دو فعال بود.

در این موارد، گروه های ویژه بر روی زمین عمل می کردند، که در آن لحظه برای توسعه ضروری بود.

یک نمونه از چنین دخالت فعال و نفوذ می تواند خدمت کند اساطیر یونان که در آن ساکنان یونان باستان، انسان ها، برخی از زمان ها در میان آنها زندگی می کردند، نام خود را به آنها دادند و خدایان را از آنها گرفتند .

اسلوگا

خدایان در افسانه ها و افسانه های بسیاری از مردم، ذکر شده اند که از آسمان در شفق های آتشین فرود آمده اند و به دانش مردم، قوانین زندگی کمک می کنند. قبایل آزتک

و مایا پرستش خدا، که از آسمان فرود آمد، پوست سفید و چشم آبی داشت.

دانش این که این قبایل هند هنوز توسط دانشمندان شگفت زده شده اند: تقویم آنها بسیار دقیق تر اروپایی بود، آنها حرکت ستاره ها و سیارات را محاسبه کردند، Trepanius جمجمه و خیلی چیزهای زیادی را ساختند.

متأسفانه،

اکثر کتاب های این دانش توسط بازجویی نابود شدند

که در آمریکا با قبایل ظاهر شد.

دلیل پیروزی تعداد انگشت شماری از غول پیکر بیش از میلیون ارتش قبایل محلی نیز این واقعیت بود که سرخپوستان فکر می کردند که خدایان با چرم سفید و چشمان آبی به آنها را برای گناهان به دست آوردند. بنابراین، آنها اغلب تقریبا بدون مقاومت تسلیم شدند ...

همچنین مداخلات دیگری نیز وجود داشت که افراد به تماس تلپاتیک وارد شدند و از طریق آن، دانش منتقل شد. در این موارد، مردم یک فرقه ای را ایجاد کردند که در آن خدا بود

تعاملی و همه چیز

.

جالب توجه است، خدا، خدایان، خدایان، یا خدایان، جسد تمدن های باستانی ظاهر شدند (برای اطلاعات بیشتر در مورد این پدیده ها، کتاب "خدایان عدن"، ویلیام برهمی [1] را ببینید.

چرا، پس از همه، پس از بستن مغز در 95-97٪ در ابتدای آزمایش، در آینده این اتفاق افتاد

مداخله قابل مشاهده و نامرئی در طول آزمایش؟

..

در ابتدا موارد دخالت تمدن های دیگر وجود داشت که به هر دلیلی یا یکی دیگر از این آزمایش ها نمی دانستند، یا زمانی که کشتی های خود را در سطح زمین تحمل کردند.

دوم

، آن را بر روی برنامه خود انجام شد

پول

برای سرعت بخشیدن به توسعه تمدن زمین.

بر روی زمین است

پایه ثابت کسانی که آزمایش را آغاز کردند

در سیاره ما این در مناطق سخت گیر تبت است. مردم نام او را دادند

زغال اخته

.

شگفت زده ام که

در Shambalu، هیچ کس، به جز آغاز، نمی تواند دریافت کند

: در مقابل مردم یک دیوار شفاف، الاستیک و متراکم وجود دارد که به شما اجازه نمی دهد که حرکت کنید.

امروزه موتورهای بافته شده در آنجا، و هر تکنیک مدرن می تواند به آن نفوذ کند. آنالوگ با کوه الیمپوس ردیابی شده است، جایی که یک دیوار نامرئی قبل از مرگ عادی ...

سوم ، مداخله و کمک به صورت زیر انجام شد - جوهر کیهانی بالا به سطح ذهنی بالایی زمین رسید و در این سیاره تجسم یافت . اریب یک کودک با ذات کیهانی متولد شد که بزرگ شد و در میان زمین های زمینی به ارمغان آورد.

بعد از مدتی، زمانی که ماهیت او اولین مرحله از توسعه آن بود، موانع فیلم برداری شد، و این فرد می توانست قبلا تجسم های گذشته خود را ببیند تا درک کند -

چه کسی از کجا آمده است، چرا او بر روی زمین تجسم یافت

.

و تنها، به طور کامل متوجه مقصد خود، او شروع به عمل کرد

.

یک مثال از این می تواند خدمت کند بودا، کریشنا، مسیح این امر برای بشریت بسیار زیاد بود، اما متأسفانه، غیر قابل درک بود، و موسی، در آینده، مردم بسیار تحریف شدند.

گزینه های متعددی برای تجسم نهادهای فضایی بر روی زمین وجود دارد:

الف) زمانی که ماهیت، حافظه و دانش را تجسم داد . مرد، پس از تولد، هنوز نمی داند کجا از او آمده است و جایی که ماهیت او آمد، و تنها زمانی که او به سطح خاصی از توسعه می رسد، یک تماس نوری را با او می گیرد.

تنها پس از آن این فرد به طور کامل از مأموریت خود بر روی زمین آگاه است.

ب) از آغاز تکامل تجسم ذات من آن را به لحظات بحرانی توسعه فرستادم، تماس تلفنی را وارد کنید و اجازه ندهید انحراف از جهت مورد نظر در توسعه.

ج) نهاد شیب دار، از روز اول تجسم او، می داند

کجا و به همین دلیل او به زمین آمدند.

چهارمین در فضا تمدن ها با ایدئولوژی های مختلف وجود دارد، ارتباطات مختلف تمدن ها در این اصل وجود دارد. مشروط، شما می توانید تمدن ها را به سه گروه تقسیم کنید - سفید , خاکستری и سیاه .

تمدن های سفید به قانون قوانین فضایی پیوسته اند.

تمدن های خاکستری کسانی هستند که ممکن است آن را در نظر بگیرند تا یک یا دو قانون را از قوانین فضای سفید انجام دهند (به جز نقض قوانین در، e، w، s )

تمدن های سیاه و سفید به هیچ قاعده ای پیروی نمی کنند، قانون نیروی را تشخیص می دهند

و آماده اعمال هر وسیله و اقدامات برای حل ایده ها و وظایف خود ...

آزمایش زمین، یک انجمن بسیار بزرگ تمدن های سفید ساخته شد. در جریان توسعه بشر، مراحل تکاملی وجود داشت تمدن های سیاه تلاش کردند تا به دوره آزمایشی برسند و تمدن های زمین را با نوع سیاه تبدیل کنند .

ادامه دارد...

[یکی] ویلیام براملی، "خدایان عدن"، کپی رایت 1989،1990 تجدید نظر در ژوئن 1990 ISBN 0-940291-00-2. کتابخانه کنگره، اطلاعات فهرست بندی کاتالوگ: D24.5.B73 1989 909 89-1148.

بله، و بیشتر ... بیایید پایین بیاییم و بلافاصله بر شما ؟ --- MIM - >> به عنوان دوست به LJ اضافه کنید

و بیایید دوستان باشیم ya.ru. یا در تماس با

منشا یک فرد یک رمز و راز است. حتی نظریه داروین به دلیل عدم وجود ارتباطات انتقالی در تکامل، کاملا اثبات نشده است. چگونه افراد دیگر ظاهر خود را از زمان های قدیم تا امروز توضیح می دهند.

اولین فرد از کجا آمده است: نسخه های اصلی

Totemism متعلق به قدیمی ترین ایده های اساطیری است و اولین شکل آگاهی از تیم انسانی، و همچنین جایگاه آن را در نظر می گیرد. Totemism تدریس می کند که هر گروه از مردم اجداد خود را داشتند - یک حیوان توتم یا یک گیاه. به عنوان مثال، اگر Totem Raven است، او یک پیشگویی معتبر از جنس است، و هر raven - مقدار. در عین حال، حیوان توتم تنها یک حامی است، اما بر خلاف موجودات بعدی، تایید نشده است.

نسخه یونانی باستان از مبدا انسان از Androginov یونانی باستانی است، رهبران که نشانه های هر دو جنس را ترکیب می کنند. افلاطون در گفتگوی "اسکله" آنها را به عنوان موجودات با یک بدن کروی توصیف می کند، که اسپین آن از قفسه سینه، با چهار دست و پاها و دو نفر از افراد یکسان متفاوت نیست. با توجه به افسانه، اجداد ما در قدرت و مهارت به تیتانا دست نیافتند. پریشان، آنها تصمیم گرفتند المپیک ها را سرنگون کنند، زیرا آنها در نیمی از زئوس قطع شدند. این دو بار قدرت و اعتماد به نفس خود را در دست داشت. Antrogyness نه تنها در اساطیر یونانی حضور دارد. این ایده که یک مرد و یک زن در اصل یکی از کل بود، نزدیک به بسیاری از ادیان جهان بود. بنابراین، در یکی از تفسیرهای طلبی از اولین سران کتاب موجود، آدم توسط آندروژین ایجاد شد.

سه ادیان توحیدی (یهودیت، مسیحیت، اسلام) به ادیان ابراهیم (یهودیت، مسیحیت، پدرسالاری قبایل سامی، اولین کسی که به خداوند ایمان آوردند، به ارمغان آورد. با توجه به سنت Avraamic، جهان توسط خدا، با وجود، به معنای واقعی کلمه "از هیچ چیز" ایجاد شد. خداوند هر دو شخص را از گرد و غبار زمین "در تصویر و شباهت ما" ایجاد کرد، به طوری که یک فرد واقعا خوب بود. شایان ذکر است که هر دو در کتاب مقدس، و در قرآن در ایجاد یک فرد بیش از یک بار ذکر شده است. به عنوان مثال، در کتاب مقدس در مورد خلقت آدم، فصل اول در فصل اول می گوید که خداوند انسان را "از هیچ چیز در تصویر و شباهت به او"، در فصل دوم که او را از گرد و غبار ایجاد کرد (گرد و غبار) .

در هندوئیسم، حداقل پنج نسخه از ایجاد صلح و انسانها وجود دارد. به عنوان مثال، در براهمین، خالق جهان خالق براهما است (در نسخه های بعد، آن را با ویشنو و خدایان Vidy از Prajapati شناسایی شده است، که از تخم های طلایی شناور در اقیانوس جهان ظاهر شد. او رشد کرد و خود را قربانی کرد، از مو، پوست، گوشت، استخوان و پنج عنصر چربی جهان - زمین، آب، هوا، آتش، اتر و پنج مرحله از محراب قربانی ایجاد کرد. از او، خدایان، مردم و سایر موجودات زنده ایجاد شد. بنابراین، در برهمین، قربانیان، مردم اخیرا برهما را بازسازی کردند. اما با توجه به وداها - کتاب مقدس مقدس قدیم از هندوئیسم، ایجاد صلح و انسانها در تاریکی پوشیده شده است: "هر کس می داند که چه کسی اعلام خواهد کرد. کجا متولد شد، کجا این خلقت از آن آمده است؟ خدایان (ظاهرا) توسط ایجاد این (جهان). پس چه کسی می داند کجا از او آغاز شده است؟ "

با توجه به آموزش Kabbalistic، خالق Ein Sof روح را ایجاد کرد، که نام آدم ریشون را "اولین فرد" دریافت کرد. این ساخت و ساز بود که متشکل از بسیاری از خواسته های جداگانه بود، که توسط سلول های بدن ما ارتباط برقرار می کرد. همه آرزوها در هماهنگی بودند، زیرا در ابتدا در هر یک از آنها برای حمایت از یکدیگر گذاشته شد. با این حال، در حالی که در بالاترین سطح معنوی، چنین خالق، آدم یک نور معنوی بزرگ را پذیرفت که معادل "جنین ممنوعه" در مسیحیت است. من موفق به دستیابی به هدف خلقت در یک اقدام نشد، روح اصلی به 600،000 هزار قسمت تقسیم شد و هر یک از آنها هنوز در بسیاری از نقاط است. همه آنها در حال حاضر در روح مردم هستند. توسط بسیاری از کرم های گرد، آنها باید "اصلاح" را نگه دارند و دوباره در یک مجتمع معنوی مشترک، به نام آدم جمع آوری می شوند. به عبارت دیگر، پس از پارتیشن یا سقوط، تمام این ذرات برابر با یکدیگر نیستند. اما بازگشت به حالت اصلی، آنها دوباره به یک سطح رسیدن، جایی که همه آنها برابر هستند.

به عنوان علم توسعه می یابد، Creationists باید با مفاهیم علمی طبیعی به خطر بیفتد. در مرحله میانجی بین تئوری خلقت و داروین، "تکامل گرایی تریستی" بود. الهیات تکاملی تکامل را رد نمی کند، اما آنها ابزار آن را در دست خدا می دانند - خالق. به سادگی، خدا "مواد" را برای ظاهر یک فرد ایجاد کرد - جنس Homo و روند تکامل را راه اندازی کرد. به عنوان یک نتیجه، یک مرد معلوم شد. نقطه مهمی از خلقت تکاملی این است که حتی اگر بدن تغییر کرده باشد، روح انسان بدون تغییر باقی ماند. این موضع این است که واتیکان به طور رسمی به زمان پاپ جان پل دوم (1995) پایبند است: خدا موجودی میمون مانند را ایجاد کرد و روح جاودانه ای را در او قرار داد. در خلاقیت کلاسیک، یک فرد از زمان خلقت بدن یا روح را تغییر نداده است.

"نظریه فضانوردان باستان"

در قرن XX، یک نسخه از منشاء فرازمینی انسان محبوب بود. یکی از نویسندگان ایده Paleokontakt در سال 20، Tsiolkovsky بود، که امکان بازدید از بیگانگان زمین را اعلام کرد. با توجه به تئوری Paleokontakt، یک بار در گذشته دور، تقریبا در عصر حجر، بیگانگان از زمین برای برخی از نوع امور خود بازدید کردند. این که آیا آنها علاقه مند به کلونیزاسیون اگزوپلان، چه منابع زمین، و یا اینکه آیا پایگاه انتقال آنها بود، اما به نوعی، برخی از فرزندان خود را بر روی زمین حل و فصل. شاید آنها حتی با همو محلی مخلوط شوند، و مردم مدرن، متاتل های شکل بیگانه زندگی و بومیان زمین هستند. استدلال های اصلی که طرفداران این نظریه مبتنی بر هستند - پیچیدگی فن آوری های مورد استفاده در ساخت آثار تاریخی، و همچنین ژئوگلیف ها، پتروگلیف ها و سایر نقاشی های دنیای باستانی، که ادعا می کند کشتی های بیگانه و مردم را در اسکیت بازان نشان می دهد . Mats Agres - یکی از بنیانگذاران تئوری poluuisitis، حتی استدلال کرد که سودا و هومر کتاب مقدس نه توسط خشم خدا، بلکه یک انفجار هسته ای نابود شده است.

فرضیه معروف - یک مرد از میمون رخ داد، معمولا

چارلز داروین

اگر چه دانشمند خود، با توجه به سرنوشت سرنوشت او جورج لوئیس بوفون، در پایان قرن XVIII در خنده برای چنین ایده هایی مطرح شد، به دقت بیان کرد که مردم و میمون ها باید نوعی اجداد کلی، موجودی میمون داشته باشند.

طبق گفته داروین، جنس HOMUS در جایی 3.5 میلیون نفر در آفریقا آغاز شد. این قبیله Homo Sapiens ما نبود، که سن آنها امروز، حدود 200 هزار سال است، و اولین نماینده جنس HOMO یک میمون مردانه است، یک همینید. در طول تکامل، او شروع به راه رفتن در دو پا، برای استفاده از دست به عنوان ابزار کار، او شروع به تحول پیشرفته مغز، سخنرانی خود را نظارت و اجتماعی. خوب، علت تکامل، مانند همه گونه های دیگر، انتخاب طبیعی بود، و نه قصد خدا.

سیر تکاملی
تکامل: Pixabay.

مردم یک دیدگاه غالب در این سیاره هستند. هوشمندانه ترین ما در حال مطالعه فضا هستیم و به سوالاتی که هنوز 200-300 سال پیش هنوز نامحلول بودند، پاسخ دادیم. با این حال، ما هنوز نمی توانیم معما اصلی را حل کنیم - منشاء Homo sapiens. ما پیشنهاد می کنیم که بیشتر نظریه ها را در نظر بگیریم، به عنوان یک فرد ظاهر شد.

چگونه یک فرد بر روی زمین ظاهر شد؟

مسئله مبدأ یک فرد، ذهن مردم را در زمان های ابتدایی، باستان تحریک می کند و دانشمندان هیجان انگیز مدرن را متوقف نمی کند. در کل تاریخ، بسیاری از مفروضات پیش بینی شده بودند - از اسطوره ها به نظریه های اثبات شده.

اما، هر گونه فرضیه فوق العاده یا کاملا معقول ارائه شده است، همه آنها را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

  • دینی؛
  • فلسفی؛
  • علمی

دیدگاه مذهبی در مورد مفهوم آن شبیه بسیاری از کشورهای جهان است. همبستگی های زیادی وجود دارد که نمی تواند نادیده گرفته شود. دیدگاه دین در ظهور یک فرد بر اساس ایمان بی نظیر به خدا است، بنابراین شواهد لازم نیست. کتاب مقدس می گوید که این سوال ارزش توجه نیست، زیرا فرد خودش در خلقتش حضور نداشت، بنابراین او نمیتوانست چیزی را بداند.

فرضیه های فلسفی بر مبنای اصول اولیه است که به عنوان یک نتیجه از بازتاب ها، فرضیه ای مطرح می شود. فیلسوفان مفهوم "آگاهی" را تخصیص می دهند. به نظر آنها، این چیزی است که ما را از حیوانات متمایز می کند. هنگامی که دقیقا آن را آغاز کرد؟ این معما از فیلسوفان در حال تلاش برای حل 2.5 هزار سال است.

تحقیقات علمی متکی بر حقایق است که دانشمندان در طول تحقیقات و آزمایش ها دریافت می کنند. فرضیه های فرضی از این داده ها متولد می شوند. آنها، به نوبه خود، در طول مشاهدات بیشتر از بین می روند یا تایید می شوند. اگر فرضیه تایید را پیدا کند، نظریه می شود. بعد، آن را تایید یا رد می کند. در مورد دوم، فرضیه های جدید مطرح شده است، و بنابراین تا زمانی که پاسخ است.

نظریه اصلی ظاهر انسان

از زمان پایان قرن نوزدهم، دانشمندان به تئوری تکامل عمومی پیروی می کنند که زیست شناسی مدرن را تأمین می کند. با توجه به این مفهوم، تمام موجودات زنده بر روی زمین، از جمله مردم، به عنوان یک نتیجه از تطبیق گونه ها به تغییر شرایط طبیعی ظاهر شدند. ضعیف در حال مرگ - قوی زنده ماندن.

نویسنده این نظریه چارلز داروین بود، که در سال 1837 شروع به کار بر روی آن کرد. او به بیست سال نیاز داشت تا پروژه را تمام کند. در مقابل جلسه علمی، او از آلفرد راسل راسل والاس حمایت کرد. بنابراین تئوری داروین ظاهر شد، که پس از آن به یک نظریه تکاملی مشترک تبدیل شد.

او توضیح می دهد که زندگی بر روی زمین حدود 4 میلیارد سال پیش آغاز شده است. این در اقیانوس در بخت به اصطلاح اولیه از ساده ترین پروتئین ها، مولکول ها و عناصر شیمیایی اتفاق افتاد. از طریق میلیون ها سال، اولین سلول های زنده از طریق جهش های تصادفی ظاهر شدند. پس از آن، آنها به اشکال پیچیده زندگی تبدیل شدند.

با این حال، این نظریه لحظات بسیاری را توضیح نمی دهد، به عنوان مثال:

  1. کد ژنتیکی از هر سلول حاوی اطلاعات برای توسعه بدن از کجا ظاهر شد؟
  2. همچنین مشخص نیست که چگونه خزندگان در پرندگان و پستانداران تکامل یافته بودند. انسان شناسان و پالئولونولوژیست ها هیچ بقیه ای از موجودات را با ساختار مشابهی از بدن پیدا نکردند و هیچ کس در میان حیوانات مدرن وجود ندارد.
یک میمون
میمون: ویکیپدیا

جهش های حیوانی تحت تاثیر محیط زیست غیر معمول نیستند. بنابراین، موش های آزمایشگاهی که در شرایط سرد رشد می کنند، فرزندان را با یک خز متراکم تر تولید می کنند. این سازگاری را توضیح می دهد، اما نه یک تصادف تکامل. اما حتی اگر ما قبول کنیم که زندگی در سیاره ناشی از شانس است، پس از آن توضیح ظاهر یک فرد حتی دشوارتر می شود.

در درس های زیست شناسی بگویید:

  • شخص متعلق به کلاس اولویت ها، علاوه بر این میمون ها. در نتیجه، اجداد ما باید در میان آنها یافت شوند؛
  • این توسط DNA تایید شده است که با بیش از 98٪ با کد ژنتیکی شامپانزه همخوانی دارد.

با این حال، علیرغم بقایای کشف شده از نئاندرتال ها، Crohanyonians و یک فرد ماهر، هنوز موفق به پیدا کردن یک لینک متوسط ​​نیست، که به تایید بتن مسلح از منشاء شخص قابل فهم از مردم میمون مانند.

اعتقاد بر این است که یک فرد مدرن در جنوب قاره آفریقا ظاهر شد و از آن از طریق نور مهاجرت کرد. اما در اینجا همه چیز هموار نیست. سن اول مردم که در انواع مختلف یافت می شوند، حتی از راه دور، گوشه های سیاره تقریبا یکسان است. این به این معنی است که گسترش انسان به سرعت به سرعت اتفاق افتاد، یا مردم به طور همزمان در تمام اهداف جهان تکامل یافته اند. پس از آن، باز شدن سوالات حتی بیشتر شده است.

منشاء انسان: نظریه

با وجود تمام ناسازگاری، تئوری منشاء انسانی توسط تکامل شواهد بیشتری دارد. اما در حال حاضر آنها کافی نیستند. هیچ صد درصد تایید وجود ندارد، نظریه های دیگر حق وجود دارد. برخی از شایع ترین موارد را در نظر بگیرید:

تئوری مداخله

بسیاری معتقدند که یک فرد به لطف ذهن فرازمینی به نظر می رسد. بعضی از مردم فکر می کنند که اولین افراد توسط بیگانگان تحویل داده شدند، دیگران که توسعه HOMO Sapiens نتیجه آزمایش های حیوانی ژنتیکی است.

یک نظر جایگزین وجود دارد که مردم از دیگر کهکشان ها به زمین رسیدند، اما در طول زمان آنها را فراموش کرده اند. این نظریه ها بر اساس سیاره ای که در بخش های مختلف الگوهای باستانی کشف شده است، جایی که افرادی که موجودات موجود در هواپیما را پرستش می کنند، نشان داده شده است.

منشاء یک فرد در قرآن

با توجه به اعتقادات اسلامی، فرد خداوند متعال را از زمین و آب ایجاد کرد. او زمین را از سراسر جهان جمع کرد، که رنگ های مختلفی بود. به همین دلیل است که فرزندان اول شخص متفاوت از یکدیگر هستند.

همچنین در قرآن گفت:

  • در ابتدا، آدم توخالی بود و خود را نداشت.
  • دیدن این، خداوند به او زندگی می کند. این مرد شروع به دیدن و شنیدن، ذهن ظاهر شد.

با توجه به این نظریه، خداوند آدم کامل، کامل بودن را ایجاد کرد، بنابراین او نیازی به تکامل نداشت.

مردم - فرزندان خدایان

با توجه به برخی از افسانه ها، اولین افراد غول واقعی بودند، ارتفاع از 3 تا 7 متر. غول ها از اتحاد خدایان و فرشتگان ظاهر شدند. این نظریه بر اساس تصاویر باستانی موجودات دستگیر شده و بحث های بحث برانگیز از اسکلت های بزرگ انسان است.

در طول زمان، خدایان متوقف شد از زمین، و مردم غول پیکر دژنرسان شدند. CrypteBiologists مطمئن هستند که اکثر بقایای یافت می شوند واقعی هستند و نیاز به مطالعه دقیق دارند.

سیر تکاملی
تکامل: ویکی پدیا.

نظریه آبزی

در دهه 1920، الیستیر هاردی، دانشمند، این فرضیه را مطرح کرد که پیوند انتقالی در توسعه یک مرد مدرن، آذربایجان است - موجودی میمون مانند که در محیط آبزی زندگی می کند.

این دانشمند توضیح داد که چرا مردم فعلی عملا هیچ پوشش مو روی بدن ندارند. با این حال، این نظریه گسترده نبود و در حال حاضر به طور جدی در دنیای علمی در نظر گرفته نشده است.

علیرغم تعهد اکثر دانشمندان به تئوری تکاملی، پاسخ به منشاء انسان هنوز یافت نشده است. بحث در مورد این موضوع گاهی اوقات به درگیری ها توسعه می یابد. با این حال، هرچند اسپور ها، در نهایت، حقیقت از آن متولد می شود. به یاد داشته باشید: مهم نیست که چگونه یک فرد ظاهر شد، بسیار مهم تر این است که چه نوع افرادی که در حال حاضر هستند.

مقالات اصلی: https://www.nur.kz/1642158-kak-poyavilsya-chelovek-teorii.html

به نظر می رسد که بسیاری از آنها در مورد تئوری انفجار بزرگ شنیده اند. به خاطر او، جهان ما ظاهر شد. اما آیا همه شما می دانید که چگونه اتفاق افتاده است؟ قبل از او چه بود؟ چه اتفاقی افتاد؟ و چگونه ما ظاهر شد؟ ما سعی خواهیم کرد امروز در مواد جدید به این سؤالات پاسخ دهیم.

جهان چیست؟

چگونه همه ظاهر شد

جهان فوق العاده بزرگ، بی نهایت گسترش فضا است. اما کجا همه چیز از آنچه ما را احاطه کرده بود؟ این سؤال عذاب وجدان بود و همچنان به عذاب همه دانشمندان، متفکران و علاقه مندان می شود. یک بار دیگر پیش، پاسخ به این سوال به دین به مردم داد. قبل از ظهور فیزیک و کیهان شناسی، مذهب یک منطقه اساسی بود که توضیح ظهور جهان را توضیح داد. به عنوان زمان رفت در ابتدای قرن هجدهم، فیزیک شروع به ظهور کرد، مانند یک علم به تمام اصول اساسی دستگاه و ایجاد جهان تبدیل شد. توسعه فن آوری ها (به ویژه بهبود تلسکوپ ها و ظهور روش های رادار) به طور جدی تحت تاثیر قرار گرفت. آیا تا به حال چنین نامی مانند Edwin Hubble شنیده اید؟ ادوین هابل - ستاره شناس آمریکایی، که قادر به اثبات در سال 1929 بود که تمام کهکشان های اطراف آن از ما حذف می شوند.

چگونه همه ظاهر شد

اما چگونه او را مدیریت کرد؟ - خیلی ساده. یک بار دیگر، او شب را بررسی کرد، آسمان ادوین اشاره کرد که بسیاری از کهکشان هایی که از ما بیشتر از هر کس دیگری هستند، سریعتر از دیگران و متمایز هستند. واقعیت این است که زمانی که چنین اشیاء بزرگ در جهت ناظر با سرعت بالا حرکت می کنند، موج نور دارای فرکانس کوچکتر است و نور در این مورد بر روی یک سایه قرمز طول می کشد. اگر اشیاء به سمت ناظر حرکت کنند، موج نور شروع به افزایش فرکانس زیادی می کند و نور در رنگ های آبی رنگ می شود. اثر "جابجایی قرمز" بر اساس "اثر داپلر" است. برای درک اینکه اثر داپلر چیست، لازم نیست که سعی کنید نزدیکترین رصدخانه را پیدا کنید تا کهکشان های دور را ببینید.

شما فقط می توانید به صدای ماشین عبور توجه کنید. قبل از از بین بردن میکروفون، موج صوتی دارای فرکانس بالا است، و پس از به تدریج فرکانس کاهش می یابد. نور، موج موج (البته الکترومغناطیسی)، همچنین این قانون را مطرح می کند. "جابجایی قرمز" بر مبنای اثبات تئوری گسترش جهان ما شد. بعدها، کمک خوبی در ایجاد نظریه انفجار بزرگ شد - یک مدل کیهان شناسی پذیرفته شده به طور کلی پذیرفته شده از وقوع فضا. در ابتدا چه بود؟ بیایید به 13.8 میلیارد سال پیش بازگردیم، زمانی که جهان ما در حالت تکینگی فضایی-زمانی بود.

در ابتدا چه بود؟

چگونه همه ظاهر شد

عدم وجود کامل فضا، زمان، هیچ چیز مطلق - شما می توانید توضیح دهید که چه چیزی به یک انفجار بزرگ. جهان، که در حالت تکینگی است، بی نهایت متراکم و غیر قابل تصور کوچک بود، کمتر از هر اتم - در مورد اندازه پروتون. با توجه به تراکم انرژی بالا، دمای تکینگی نیز به ارزش های چشمگیر رسید. آنچه که یک تکینگی به نظر می رسید، به سادگی شبیه سازی است، ما به سختی می توانیم بتوانیم آنچه را که در آن اتفاق افتاد توصیف کنیم. پس از همه، تمام قوانین موضعی فیزیک برای توصیف چنین ایالت ها طراحی نشده اند. اما یک چیز را می توان برای اطمینان گفت - قبل از انحصاری منفجر شدن، هیچ فضا یا هیچ وقت وجود نداشت.

چگونه همه ظاهر شد

شما فکر می کنید، آیا این امکان وجود دارد که یک کل جهان را در یک ثانیه در یک ثانیه ایجاد کنیم؟ - آره. فراکسیون های تلخ از زمان Planacian برای تشکیل یک ساختار اولیه که از آن تمام فضای ما بوجود آمد، مورد نیاز بود. به اصطلاح "اپل پلت فرم" از لحظه ای که انحصاری منفجر شد، آغاز شد - روند گسترش جهان آغاز شد. شما می توانید آن را با یک بهار مقایسه کنید - اگر شما آن را فشرده، پس از آن برخی از نوع انرژی خود را جمع آوری، و به محض اینکه دستان خود را آزاد کنید، این انرژی توسط کشش مستقل از بهار آزاد خواهد شد.

چگونه همه ظاهر شد

در آن زمان هیچ اشیائی وجود نداشت. جهان اندازه نخود بود و با دمای میلیاردها درجه درجه بود. این دوران بسیار طولانی بود - از صفر تا 10 ^ (- 43) ثانیه. در طول این دوره، تمام فضای تشکیل شده شامل کوارک ها و گلوئون، که (به عنوان گسترش فضا و خنک کننده) پروتون ها و الکترون ها شروع به تشکیل کردند. در مورد این کمی بعد. از 10 ^ (- 43) تا 10 (-36) ثانیه ها شروع به تقسیم از یک نیروی متقابل سوپرپاین (گرانش، الکترومغناطیس، نیروهای هسته ای شدید و ضعیف)، به لطف ما وجود دارد و جهان ما. پیش از آن، پدیده های ذکر شده یک چرخه جامد انرژی بود. بدون گرانش، سیارات، ستاره ها، موجودات زنده و غیره نمی توان تشکیل داد. بدون الکترومغناطیس، هیچ واکنشی بین ذرات زیربنایی وجود نخواهد داشت که همچنین از ماده در فضا جلوگیری می کند. بدون نیروهای هسته ای، عناصر شیمیایی جدید را غیر ممکن خواهد بود.

در دوره بین 10 ^ (- 36) تا 10 ^ (- 32)، جهان پس از انفجار شروع به خنک شدن کرد. در این زمان، دمای آن شروع به تشکیل یک هزار درجه در کلوین کرد. پس از سهم کوچکتر از 10 ^ (- 31)، دوران تورم آغاز شد. دانشمندان بر این باورند که در طول این دوره، جهان به طور مساوی پر از انرژی گرم بود. تراکم بالا و فشار موجب شروع گسترش چشم انداز فضا شده است. هنگامی که همه چیز شروع به سرد شدن کرد، کوارک ها و گلوئون ها شروع به متحد کردن و تشکیل ساده ترین ذرات (پروتون ها و الکترون ها) کردند. همراه با ذرات، آنتی سپرده ها شروع به تشکیل کردند. به طور کلی، تفاوت بین آنها در اتهامات مخالف قرار دارد. اگر پروتون های معمولی و ذرات الکترومغناطیسی دارای شارژ مثبت و منفی باشند، ضد تکه های آنها یک اتهام منفی و مثبت دارند، یعنی مخالف. هنگامی که، در طول دوره تورم، ذرات و آنتی زاده ها در فضا با سرعت نزدیک حرکت کردند و آنها را به یکدیگر نابود کرد. به نظر می رسد که همه ما، سیاره ها، ستاره ها، کهکشان ها از تعداد زیادی از تعداد کمی از ذرات که توسط ضد عفونی نابود شده اند، ایجاد می شود. به همین دلیل است که در دنیای ما این موضوع بر مواد آنتی بیوتیک غالب است. زمان رفت - جهان به اندازه منظومه شمسی ما تبدیل شد و همه چیز همچنان ادامه داشت، به تدریج در داخل ماده تشکیل شد.

چگونه همه ظاهر شد

این فرایند زمان مورد نیاز را داشت، از زمان 10 ^ (- 6) ثانیه، جهان ما هنوز در میلیون ها بار از خورشید ما داغتر بود. ذرات زیر اتمی هنوز نمیتوانند به اتم ها ترکیب شوند تا عناصر شیمیایی از اتم ها تشکیل شوند و بعد از آن بدن فیزیکی تشکیل شوند. این فرآیند را می توان با آب جوش یا انجماد مقایسه کرد. اگر ما یک مکعب یخی کوچک را بگیریم و آن را در یک کانتینر هرمی قرار دهیم، که ما به تدریج گرم می شویم، یخ ابتدا ذوب می شود و به حالت مایع تبدیل می شود. بعد، ما قدرت گرمایش را افزایش می دهیم، و آب شروع به حرکت به یک دولت گاز می کند، یعنی آن یک کشتی می شود. سپس، اگر ما صرفا فرضیه ای فرض کنیم و حتی درجه حرارت را اضافه کنیم، مولکول های بخار را به عناصر مولفه تقسیم می کنیم - هیدروژن و اکسیژن. به محض اینکه ما ظرف را متوقف کنیم، ظرف را در یخچال قرار می دهیم، این روند در جهت مخالف قرار می گیرد. در نهایت، زمانی که درجه حرارت داخل در زیر علامت صفر در درجه سانتیگراد قرار می گیرد، ما ماده مهمی را دریافت خواهیم کرد.

چگونه همه ظاهر شد

از جهان، فقط - پس از فضا شروع به سرد شدن، ذرات در آن شروع به ترکیب به اتم ها. اولین و رایج ترین در کل جهان هیدروژن است، زیرا برای تشکیل تنها یک مولکول، دو اتم مورد نیاز است. تراکم انرژی و انرژی در فضا هنوز هم بزرگ بود. در دقیقه اول، تابش شروع به پیوستن به آن می کند - به علت واکنش های هسته ای مولکول هیدروژن شروع به تشکیل ایزوتوپ ها می کند: دوتریوم و تریتیوم. پس از آن، سنتز عناصر سنگین شروع شد، هلیوم در فضا ظاهر شد. در طول زمان، مولکول های هیدروژن و هلیوم شروع به ترکیب و تشکیل ستاره ها کردند. در آینده، ستاره ها به علت سنتز ترمیم هسته ای در داخل آنها، ژنراتورهای دیگر عناصر شیمیایی بودند.

چگونه همه ظاهر شد

هسته ستاره ها بدن بسیار متراکم هستند که دارای یک توده بزرگ هستند! احتمالا، بسیاری می دانند که در طول زمان ستاره ها خاموش می شوند، منفجر می شوند و گاهی اوقات سیاه چاله ها را در جای خود تشکیل می دهند. با توجه به این واقعیت که در طول زندگی خود، هسته ستارگان مقدار زیادی انرژی را برجسته می کند - این اجازه نمی دهد که آنها را جذب و جذب کنند. انرژی در حال ظهور در این مورد یک گرانش وزنی است. بنابراین، آنها، به جای صحبت کردن، تعادل. به طور کلی - گرانش چیست؟ چرا، به عنوان مثال، در زمین، جاذبه بیشتر از ماه یا مریخ است؟ به نظر می رسد که واقعیت این است که کاملا همه اشیاء، فضای زمان را تشکیل می دهند، منطقه را تشکیل می دهند، زمانی که عبور از اشیاء دیگر شروع به جذب می کنند، به "قیف" می روند. بیایید یک آزمایش ذهنی صرف کنیم و تصور کنیم که ما یک بافت کششی کششی داریم، تقریبا مثل یک تارپولین. اگر شما در مرکز قرار داده اید، یا در هر جای دیگری یک توپ فلزی بزرگ، ما خواهیم دید که عمیق تر شدن زیر بافت شکل می گیرد. علاوه بر این اگر ما یک یا چند توپ کمتری را مصرف کنیم، آنها را در این نزدیکی قرار دهیم، سپس خواهیم دید که توپ های کوچک به یک بزرگ تبدیل خواهند شد. این همان چیزی است که گرانش فقط کار می کند. اما اگر ما، به عنوان مثال، دمبل را با وزن ده کیلوگرم و تلاش برای پرتاب در مدل پارچه ما "فضا-زمان"؟ - پارچه شکسته می شود، سوراخ شکل می گیرد. تقریبا نحوه صحبت کردن در زبان ساده، سیاهچاله ها در جهان ما شکل می گیرند. به این ویدیو نگاه کنید، به عنوان یکی از معلمان آمریکایی این آزمایش را همراه با دانش آموزان خود انجام داد:

در واقع، گرانش، پدیده بسیار مهمی در جهان ما است که ممکن است به نظر برسد. بدون او هیچ کدام از کهکشان ها، ستاره ها، سیارات و ما با شما وجود ندارد. چه چیز دیگری می توانیم در مورد انفجار بزرگ یاد بگیریم؟ آیا می توانیم به 14 میلیارد سال نگاه کنیم؟ به نظر می رسد بله! درباره انتشار RELIC در فصل بعدی.

ماشین زمان

چگونه همه ظاهر شد

چطور می توانیم درباره گذشته ما یاد بگیریم؟ برای انجام این کار، ما باید در آسمان نگاه کنیم. Cosmos - ماشین واقعی زمان، با کمک آن ما می توانیم جهان را به عنوان بیش از 10 میلیارد سال پیش مشاهده کرد. مطمئنا شما می دانید که نور از ستاره های دور از سالها به ما می آید. حتی اشعه های خورشید، که به نظر می رسد دست به نظر می رسد، در هشت دقیقه به زمین برسید. این، اگر شما تنظیم و نگاه کردن پنجره، شما خورشید را ببینید که در آن هشت دقیقه پیش بود. انعکاس انفجار بزرگ به ما می رسد تا کنون. یکی از آنها تابش آثار است.

چگونه همه ظاهر شد

برای اولین بار، فرضیه در مورد وجود اشعه ماوراء بنفش توسط دانشمند شوروی و آمریکایی جورج گاموف، زمانی که او همراه با همکارانش، رالف آلفر و رابرت هرمان، اولین مدل تئوری انفجار بزرگ را توسعه داد، نامزد شد. خود جورج، به هر حال، تقریبا به طور دقیق درجه حرارت تابش را حدس زد - سه کلوین (بعدها، در طول مطالعات، مقدار دقیق 2.7 K) گرفته شد. بیایید به ماهیت بسپارید. تابش Relic یک ردیابی از جهان ما است. برای وضوح، ما می توانیم آن را با ردیابی انسان مقایسه کنیم. بر روی آنها ما می توانیم تعیین کنیم که کجا مرد راه خود را آغاز کرد، چه قدم ای که او راه می رفت، جایی که او رفت. با این حال، در این مورد، این آثار بسیار بیشتر است.

چگونه همه ظاهر شد

با توجه به مدل کیهان شناسی، جهان ما به طور کامل از پلاسما تشکیل شده تحت تاثیر درجه حرارت بالا از انفجار تشکیل شده است. سپس فرآیندهای ترکیب پروتون ها و الکترون ها انجام شد. در نتیجه، با اتحاد خود، اتم هیدروژن ظاهر شد. با این حال، تحت تاثیر تابش یونیزه، این است که فوتون ها، اتم های هیدروژن به عقب تقسیم شدند. همانطور که گسترش تابش از ماده جدا شده است. و این است که ما هنوز هم می توانیم ببینیم که چگونه تابش را رفع می کند. اما رفع آن تنها در پس زمینه مایکروویو امکان پذیر است. اگر چشم انسان ما بتواند امواج نور محدوده میلی متر را ببیند، تعداد آن از نور منتشر شده توسط تمام ستاره ها فراتر می رود.

چگونه همه ظاهر شد

Arno و رابرت در پس زمینه آنتن، با کمک آنها کشف تابش Relic

برای اولین بار، تابش Relic عملا در سال 1964 توسط ستاره شناسان آمریکایی Arno Penzias و رابرت ویلسون کشف شد. چگونه آنها موفق به انجام آن شدند؟ در طول پیکربندی آنتن بخار پارابولیک در هولمدیل برای رادیو فضایی، دانشمندان هنوز نمیتوانند از سر و صدای اسرارآمیز خلاص شوند. در ابتدا، آنها معتقد بودند که او از منابع خارجی می آید که می تواند سیستم سیستم را تداخل کند، اما از همه چیز که تنها می تواند از بین برود، سر و صدا ناپدید شد. ویژگی آن یکنواختی بود. با توجه به وابستگی موقعیت آنتن، قدرت آن کاهش نیافته است. پس از بررسی نویز در جزئیات بیشتر، دانشمندان نشان می دهد وجود تابش Relic. این رویداد به نفع تئوری انفجار بزرگ تبدیل شده است. قابل توجه است که هر یک از ما می توانیم تابش آجیل را در خانه ببینیم. برای انجام این کار، تلویزیون را برای یک کانال غیرقابل پیش بینی روشن کنید - یک سر و صدای سفید خواهید دید.

چگونه همه ظاهر شد

با تشکر از کشف تابش Relic، ما توانستیم بیشتر در مورد ترکیب فضا یاد بگیریم تا جزئیات پدیده ماده تاریک را مطالعه کنیم و همچنین دو بعدی فضای ما را بررسی کنیم.

چند درصد از این سر و صدای سفید و باعث تابش از یک انفجار بزرگ می شود. و چرا نور از آن ما می توانیم تنها در یک پس زمینه مایکروویو ببینید؟ به یاد داشته باشید، من در یکی از نکات پیشین در مورد اثر "داپلر"، به خوبی، یا به اصطلاح "جابجایی قرمز" گفتم. بنابراین، به عنوان جهان سرد می شود، ذرات زیر اتمی در پلاسما شروع به متحد شدن به عناصر کردند - دوران نوترکیب آغاز شد. فضای داخل آن شفاف شد و فوتون ها جنبش خود را در همه جهات ادامه دادند، اما از آنجایی که جهان حتی در حال گسترش نبود، فرکانس موج نور شروع به تغییر کرد. امروز ما این فرصت را داریم که تابش آجیل را در مایکروویو بررسی و کشف کنیم. شاید چند میلیارد سال سال، فرزندان ما یا سایر تمدن های معقول ما قادر به مشاهده به طور انحصاری به عنوان امواج رادیویی قادر خواهند بود.

تعجب آور است که ما تبدیل به اولین تمدن است که نزدیک به پاسخ به سوالات ابدی نزدیک شده است. در مورد چگونگی زندگی در فصل بعدی ظاهر شد.

چگونه ما ظاهر شد؟

چگونه همه ظاهر شد

این سوال عذاب انسانیت در سراسر کل زمان وجود، احتمالا حتی بیشتر از سوال ظهور جهان است. برای پاسخ دادن به آن، ما باید بدانیم که چگونه کهکشان ها ظاهر می شوند. پس از همه، راه شیری ما نیست، پس ما و ما وجود ندارد. بنابراین، اگر ما در مورد وقوع کهکشان ما به طور خاص صحبت کنیم، لازم به ذکر است که سن تقریبی آن، قضاوت بر تعداد گاز بین ستاره ای، تقریبا 12 میلیارد سال است. به نظر می رسد، راه شیری کمی جوانتر از جهان ما است. پس از همه، نسبتا به زودی، دقیقا 14 میلیارد سال خواهد بود. در روند خنک سازی جهان پس از انفجار بزرگ، ذرات هیدروژن و هلیوم ترکیب شدند، ایجاد ابرهای گاز - پروتئولاکتریک. یکی از آنها شیری بود.

چگونه همه ظاهر شد

در اندازه، راه شیری در حالت Protogalaxy خیلی بیشتر از حال حاضر بود. این شامل ساده ترین و سبک های سبک وزن (پایه پایه های جهان ما: هلیوم و هیدروژن) بود. با تشکر از نیروهای گرانش، ابرهای بزرگ گاز بزرگ چرخش و فشرده بیش از میلیاردها سال است. اولین ستاره ها در این رقص ظاهر شدند. Protoglectics شروع به از دست دادن همگنی خود، تشکیل در برخی از مناطق تجمع متراکم تر از ماده است. داده های خوشه ها، دقیقا، و همچنین پروتئولاکتریک، از قوانین طبیعت اطاعت کردند. آنها چرخش، فشرده، و در نتیجه، او گرم شد. این نحوه صحبت کردن به جزئیات بیشتر است، ستارگان نسل اول شروع به ظاهر شدن کردند.

چگونه همه ظاهر شد

این ستاره ها کمی شبیه مدرن بودند - آنها به طور غیر قابل تصور بزرگ بودند، و دمای آنها چندین بار از آفتابی فراتر رفت. سنتز ترمیم هسته ای رخ داده است - در داخل هسته، عناصر شیمیایی سنگین تر تشکیل شده است، و پس از آنکه ستاره ها منفجر شد، عناصر سنتز جدید از بین رفتند. بنابراین، ستاره های نسل دوم سطح بالایی از فلزات را افزایش دادند. روشنایی و قدرت شیوع ناشی از انفجار چنین ستارگان چیزی قابل مقایسه نیست. این فرایند "آموزش Hypernov" نامیده می شود، زمانی که ستاره در حال مرگ عناصر شیمیایی را به فضا پرتاب می کند و چیزی جدید را شکل می دهد. ستاره های نسل دوم همراه با گاز هیدروژن بی نظیر در گلکسی ما به اصطلاح آستین کهکشان شکل گرفتند، به این ترتیب که تعامل گرانشی در کل کهکشان ما تثبیت شد. فرایند فشرده سازی آن پایان یافت. در حال حاضر روند تشکیل ستاره های جدید در این آستین ادامه یافت. در یکی از آنها (در بینی Orion)، خورشید ما ظاهر شد. و چگونه ظاهر شد؟ پاسخ به این سوال به درد مشابه پاسخ به سوال این است که چگونه کهکشان ظاهر شد.

چگونه همه ظاهر شد

یک ابر بزرگ در یک آستین متشکل از هیدروژن و گرد و غبار، شروع به کاهش، در نتیجه تشکیل یک ستاره در مرکز - خورشید. تحت تاثیر گرانش، ذرات باقی مانده هیدروژن و گرد و غبار شروع به جذب و چرخش در اطراف ستاره کردند. سیاره شروع به تشکیل کرد. از آنجا که خورشید مواد سنگین را نزدیک به خود جذب کرد، سیارات به اصطلاح "نوع زمین" ظاهر شد: جیوه، زهره، زمین، مریخ. آنها دارای یک سطح جامد، و همچنین بسیاری از مواد معدنی در هسته و خاک هستند. غول های گاز از راه دور فولاد: مشتری، زحل، اورانوس، نپتون. به محض تشکیل زمین، آن بسیار کمتر از اندازه فعلی بود. یک نظریه وجود دارد که نشان می دهد که مدت ها پیش، زمانی که زمین هیچ اتمسفر نداشت و دمای سطح آن هزاران درجه بود، آن را به یک سیاره فرضی دیگر منتقل کرد. او برای بسیاری از پارامترها شبیه به مریخ بود.

چگونه همه ظاهر شدچگونه همه ظاهر شد

آن را به طور همزمان با تمام سیارات دیگر سیستم خورشیدی تشکیل شد - چهار و نیم میلیارد سال پیش. با توجه به این واقعیت که کوچکتر بود، اکثر خرابی ها زمین را جذب کردند. و از آنچه باقی می ماند، ماه شکل گرفت. به دلیل این برخورد، شیب محور سیاره بوجود آمد. اما این همه نیست زمین متراکم تر شده است. با توجه به افزایش نیروی جذب، اشیاء سقوط بر روی آن (ستاره های دنباله دار، شهاب سنگ ها، سیارک ها، و غیره) به سادگی تغییر شکل داده و سطح را گرم کرده اند، بلکه به شدت نفوذ کرده اند، تقریبا به هسته، به تمام انرژی خود را به عمق نفوذ کرده اند. به تدریج، لایه های بالایی جو شروع به خنک شدن کردند. و به دلیل تمام تماس های نادر با بدن های کیهانی خارجی، جهان شروع به تشکیل کرد. در این لحظه، یک راکتور هسته ای عجیب و غریب، که به ما این روز نمی دهد، شروع به عمیق در داخل سیاره ما کرد. فرآیند پتاسیم پتاسیم، پلوتونیوم و آلومینیوم همچنان به حفظ دمای سطح در سطح راحت برای ما ادامه می دهد. به محض اینکه دما حتی به طور قابل توجهی کاهش یافت، ابرهای بخار متشکل از اتم های اکسیژن و کربن که به مولکول های آب متصل شدند، شروع به ریختن در سطح زمین کردند و در نتیجه اقیانوس جهانی را تشکیل می دادند. در یک لحظه زندگی به وجود آمد.

چگونه همه ظاهر شد

با این حال، چطور دقیقا تمام زندگی روی زمین ظاهر شد؟ من پیش از این می گویم که دانشمندان پاسخ به این سوال ندارند. بسیاری حتی سعی می کنند از او اجتناب کنند. با این حال، این در دو قرن حداقل در یک مرحله برای رسیدن به توضیح تاریخ ما با شما جلوگیری نمی شود. نظریه های زیادی به طور کلی وجود دارد. با این حال، من سه را اختصاص خواهم داد. اولین تئوری Panxermia است. پیروان این نظریه نه تنها در میان آماتور، بلکه در میان دانشمندان بزرگ نیز هستند. ماهیت این نظریه این است که زندگی در سیاره ما از خارج ذکر شده است: یا این یک تمدن بسیار پیشرفته بود، که تصمیم گرفت رشد کند (به عنوان اگر در انکوباتور) در کل سیاره موجودات زنده، یا ساده ترین موجودات موجود در سطح در یکی از ستاره های دنباله دار. به طور کلی، اولین گزینه با تمدن های فرازمینی به نظر می رسد Utopian. اما مهم است که فراموش نکنید که جهان ما خیلی زیاد است که غیر ممکن است که تصادفات را حذف کند. بله، و گزینه ای با افزایش مواد ارگانیک و تکامل بعدی آنها با یک ستاره دنباله دار نیز به احتمال زیاد به نظر می رسد. بیایید بر روی آن بمانیم چالش پشت Pancupermia تئوری abogenesis وجود دارد. ما در مورد آن بیشتر صحبت خواهیم کرد.

چگونه همه ظاهر شد

اعتقاد بر این است که اولین باکتری بر روی سیاره ما حدود سه و نیم میلیارد سال پیش بوجود آمد. ظهور آنها به جو زمین کمک کرد. سپس آن را از آمونیاک، متان و بخار آب بیشتر بود. تحت تاثیر تخلیه الکتریکی رعد و برق، که در مرحله تکامل سیاره بسیاری بود، بسیاری از ترکیبات مولکولی پیچیده تر، که قادر به تولید خود بازتولید شده اند (یعنی کپی کردن خود) از اینها شکل گرفتند اجزاء. همچنین یک جزء مهم دمای محیط بود. با تشکر از گرمایش پایدار مواد، به اصطلاح "Broth اولیه" شکل گرفت. این اصطلاح توسط دانشمند ما الکساندر اورین در قرن گذشته معرفی شد. او تصور می کرد که اقیانوس جهانی، که درصد نسبتا بالایی از کل سطح زمین را اشغال کرده است، "KISHEL" انواع مختلفی از مواد آلی غیر معدنی و نسبتا پیچیده، که پس از چند میلیون سال، اولین باکتری پروکریوت است کرنل را تشکیل نمی داد. آزمایشات بر روی بازتولید این شرایط در قرن گذشته آغاز شد.

اولین آزمایش بسیار، که به عنوان "آزمایش میلر یوری" که در سال 1953 به نام "استنلی میلر" انجام شد، نشان داد که برخی از اسیدهای آمینه در یک پوسته بسته از آب، آمونیاک و متان تحت تاثیر تخلیه های فعلی و گرمایش ثابت تشکیل شده است. این آزمایش نشان داد که امکان اصلی تشکیل مواد آلی پیچیده از ساده تر است. به طور کلی، اگر ما در نظر داشته باشیم که مسیر از پروکاریوتوف به اکاروتوف حدود یک میلیارد سال طول کشید و مقیاس این آزمایش را افزایش داد، شاید بتوانیم به طور بالقوه بتوانیم چیزی جدیدی ایجاد کنیم. اما این تنها در نظریه است. من یک متخصص زیست شناسی نیستم، بنابراین نمی توانم مطمئن باشم. بنابراین، یوکاریوت ها قبلا هسته ها و ارگانل ها داشتند و اصل وجود آنها شامل تنفس اکسیژن بود، یعنی مصرف اکسیژن. بدون آن، این باکتری ها به سختی قادر به وجود خواهد بود. پس از چند صد میلیون سال باکتری تکامل یافته است. آنها شروع به افزایش به معنای جنسی کردند. سطح اکسیژن بر روی زمین رشد کرد. بالاتر از سیاره شروع به تشکیل یک لایه ازن، محافظت از همه چیز زنده از تابش خورشید و کیهانی مرگبار.

چگونه همه ظاهر شد

به همین دلیل، حدود 400 میلیون سال پیش، گیاهان اول شروع به جوانه زدن در خاک کردند. این یک پیش شرط برای خروج از سرزمین حیوانات بود. پیش از این، تمام موجودات زنده به طور انحصاری در آب زندگی می کردند. اما در طول دوره تکامل، آنها شروع به تکامل به دوزیستان کردند. و پس از آن، پوست متراکم تر از خشک شدن محافظت می شود، دوزیستان در خزندگان مدرن تکامل یافته است. فرزندان، به جای گونه های گونه، شروع به پرورش در تخم مرغ هایی کردند که دارای پوسته متراکم هستند، به این دلیل که رطوبت و استریل در داخل نگهداری می شود. بعد دوران دایناسورها را آغاز کرد، که به مدت 160 میلیون سال ادامه داشت. خنده دار، اما دوران دایناسورها خیلی طولانی تر از ما بود. در آن زمان، تمام پستانداران اندازه موشها بودند. و آنها نمیتوانند دایناسورها را تسخیر کنند. اجداد اولویت های مدرن حدود 95 میلیون سال پیش ظاهر شدند. تکامل فعال با آنها آغاز شد. 65 میلیون سال پیش، یک سیارک در منطقه آمریکای شمالی سقوط کرد، زیرا این تعداد کمی از گونه های زنده درگذشت.

چگونه همه ظاهر شد

قدرت اعتصاب مقدار زیادی گرد و غبار را به اتمسفر انداخت، به این دلیل که کل سیاره به تاریکی تبدیل شد. ارگانیسم های زنده که بدون فتوسنتز زندگی نمی کردند. تنها این گونه ها وجود داشت که قادر به مدت طولانی بدون نور خورشید بودند، و همچنین در دمای پایین. هنگامی که گرد و غبار در اتمسفر پراکنده شد، مرحله جدیدی در تشکیل زندگی آغاز شد. در این زمان دشوار، کل نوع دایناسورها اندازه گیری می شود. با این حال، مرحله تکامل فعال حیوانات دیگر آغاز شد، از جمله پستانداران. بنابراین پرایماتی که و بدون آنالیز بصری بسیار پیشرفته تر، یک موقعیت نیمه تحریک شده از بدن و Deft Paws، شروع به تدریج به مردم آغاز کرد. اما چطور؟ چرا دقیقا اولویت ها؟ ما در مورد تکامل شناختی در فصل بعدی صحبت خواهیم کرد.

چگونه ذهن را پیدا کردیم؟

چگونه همه ظاهر شد

موسیقی، کتاب، تئاتر، فیلم، فن آوری های مدرن - همه اینها میوه های ذهن انسان هستند. بدون امکان مردم، چیزی جدید را مطرح می کند، چیزی که هرگز اتفاق نیافتاده است، ما به طور کامل در دنیای دیگری زندگی می کنیم. فرهنگ و تاریخ - مفاهیم بسیار گسترده تر از آنها ممکن است در نگاه اول به نظر برسد. آنها صرفا به دلیل انقلاب شناختی به وجود آمد. او اتفاق افتاد، به هر حال، تنها 70 هزار سال پیش. انقلاب شناختی، به نوبه خود، 12 هزار سال پیش علت انقلاب کشاورزی بود. کشاورزی 500 سال پیش منجر به انقلاب علمی شد. در مورد چند هزار سال بعد یک انقلاب علمی را رهبری می کند، شما فقط می توانید حدس بزنید.

چگونه همه ظاهر شد

برای مدت زمان طولانی، ما مردم هستیم، خود را یک ایجاد منحصر به فرد طبیعت، که هیچ گونه گونه دیگری مانند گربه ها یا سگ ها ندارد، در نظر گرفته است. در واقع اینطور نیست. مردم ( homo sapiens. ) متعلق به خانواده از میمون های بزرگ، به خوبی، و یا بالاتر primates، در اینجا به عنوان راحت تر و به جنس Homo، یعنی مردم. با این حال، مدتها پیش چندین گونه از مردم همسو شد. آنها از کجا آمده اند؟ هنگامی که اولین Australopiteks جنگل های آفریقا را ترک کرد، آنها شروع به کارشناسی ارشد سرزمین های نزدیک کردند. به خصوص به مهارت صاف و توانایی استفاده از ساده ترین اسلحه کمک کرد. در میان این سرزمین، فضاهای اروپا، شمال آفریقا و آسیا بود. از آنجا که هر قلمرو دارای شرایط آب و هوایی منحصر به فرد خود، جانوران آن بود. Australopithekam برای انطباق با محیط زیست، و همچنین غذا برای زنده ماندن مورد نیاز بود.

چگونه همه ظاهر شد

در نهایت، هر یک از گونه های دریایی شروع به تغییر تغییرات تکاملی کرد. کسانی که زمین های آسیای غربی آسیا و اروپا را فتح کردند، دانشمندان شروع به طبقه بندی "نئاندرتال" کردند ( homo neanderthalensis ) خوب، یا فقط "مرد از دره نئار". در عین حال، گسترش آسیا، در حال حاضر مورد بررسی قرار گرفت انسان راست قامت. (تسمه مردانه). و گستردگی غارها Altai فتح شده است Homo Denisova. .

چگونه همه ظاهر شد

در سال 2008 در غار Denisova، که در Altai، گروه باستان شناسی فالنج انگشت یک دختر کوچک را که متعلق به فردی ناشناخته است، پیدا کرد. نمایش Ocrestili Homo Denisova. . پنج قطعه از اسکلت این نوع انسان یافت شد. علاوه بر Phalanx، سه دندان بومی بومی بومی یافت شد. و اخیرا اخیرا، در فوریه 2019، قطعه جمجمه این نماینده یکی از گونه های باستانی مردم یافت شد. تجزیه و تحلیل DNA نشان داد که دختر از مادر متولد شده است neanderthalensis و پدر homo denisov. آ. این همه منجر به این واقعیت می شود که در آن روزها، ده ها تن از مردم متولد شده اند، اگر صدها نوع مختلف مردم، در نتیجه ایجاد همه گونه های جدید، یکی از آنها ما بود. اما چرا در دنیای مدرن تنها یک گونه وجود دارد - homo sapien S، بقیه کجا هستند؟

چگونه همه ظاهر شد

دیدگاه Sapirens برای اولین بار در آفریقا به نظر می رسد حدود صد هزار سال پیش. در آن زمان، نئاندرتال ها وجود خود را ادامه دادند. از لحاظ ویژگی های فیزیکی آن، آنها تا حد زیادی بیش از صفیرین هستند. نئاندرتال ها بهتر می توانند سرماخوردگی را تحمل کنند، آنها عضلات و استقامت بیشتری را توسعه دادند. با این حال، آنها همان مغز به خوبی توسعه یافته را نداشتند. شما چه فکر میکنید از اولین speires از نظر آناتومیک از ما متفاوت است؟ - 99٪. آنها نسبتا مشابهی داشتند: مغز، اسکلت. اما آیا این به این معنی است که ما می توانیم اولین افراد در ریاضیات، هنر را تدریس کنیم یا آنها را از هر دین پیروی کنیم؟ نه دستگاه اندیشه این افراد هنوز توسعه نیافته است. اما پس از حدود 70 هزار سال، تکامل تصمیم گرفت که در غیر این صورت انجام شود.

چگونه همه ظاهر شد

با توجه به جهش هایی که در ژنوم اتفاق افتاد، اولین Homo Sapiens شروع به توسعه فعالانه از نظر تفکر کرد. چرا این اتفاق برای دیدگاه ما اتفاق افتاد؟ هیچ پاسخی خاصی وجود ندارد. تنها ده ها و صدها فرضیه از سری "احتمالا ..." وجود دارد. می توان تصور کرد که این حادثه بود، به این دلیل که موجودات موجودات موجودات شروع به صرف منابع در توسعه مغز و ذهن کردند. با توسعه و تقویت اتصالات عصبی، SIPIRES شروع به مهاجرت از آفریقا به مناطق دیگر، تبدیل شدن به همه چیز دقیق تر با هر نسل و اختراع. مطالعات باستان شناسان ثابت می کنند که اولین نمایندگان گونه های ما قبلا قادر به ایجاد اسلحه های پیچیده تر شده اند. و این واقعیت که آنها می توانند از اقیانوس عبور کنند و در استرالیا سکونت کنند، جایی که پا قبل از آن سرقت نکرد، به این معنی است که مردم می توانند بتوانند قایق ها را اختراع کنند. ایجاد تعظیم با فلش، پرتاب برج های پرتاب، افتتاح آتش منجر به این واقعیت بود که مردم از پیوند مواد غذایی میانه به بالای این هرم نزدیک شدند. Sapirens شروع به کار کامل برنامه های شکار برای حیوانات شکارچی بزرگتر کرد. پیش از این، مردم، بدون در نظر گرفتن گونه، ماسکاهای ادغام شده در پشت شیرها یا شغال ها - آنها مجبور بودند منتظر مدت زمان طولانی در حاشیه، در حالی که بسته از هر گونه آنتلوپ پرواز می کرد، و تنها پس از آن خوردن آنچه که باقی مانده بود. از آنجایی که فرد به لحاظ جسمی به خوبی توسعه نیافته بود، برای زنده ماندن، طبیعت شروع به استفاده از ذهن کرد، در حالی که فرایند اجتماعی شدن، ابتکار و مهارت را به فرایند متصل کرد. مردم شروع به متحد شدن در قبایل کردند. اما در حال حاضر به جای حملات مستقیم بر روی حیوانات بزرگ، صخره ها شروع به ارعاب آنها کردند - برای رانندگی به غارها، جایی که پس از کمک به پیاز، سنگ، میله ها و محورها کشته شدند.

سپس، برای این اهداف، مردم شروع به ساخت قلم های ویژه کردند - این کار گروهی بود. چنین پرش در توسعه نه تنها به تکامل، بلکه همچنین برای نابود کردن انواع دیگر مردم منجر شده است. فرضیه های متعددی در این نمره وجود دارد. یکی از آنها این را پیشنهاد می کند homo sapiens. با احساس تا حدودی قوی تر و بهتر از بقیه، صرف نظر از قومیت های قومی، از بین بردن تمام گونه های دیگر مردم. اما یکی دیگر از صلح آمیز و شخصا برای من یک فرضیه ترجیح داده شده وجود دارد. این است که گونه های دیگر به سادگی نمی توانند با ما رقابت کنند. خود را تصور کنید - چنین گروهی از Sapirens به حل و فصل، که در آن قبیله نئاندرترتس متولد شده و با مهارت ها و اختراعات خود شروع به شکار حیوانات با کمک های بهبود یافته اسلحه، که نئاندرتال ها را نمی توان ایجاد کرد. نئاندرتال ها شروع به سرقت تمام مواد غذایی از زیر بینی می کنند. چه می تواند با این نوع باشد؟ - او جارو می کند این نه تنها اعمال می شود Homo Neanderthalius. ، بلکه همه دیگران. در اینجا این است - انتخاب طبیعی در تمام شکوه خود را.

علاوه بر توانایی ایجاد ابزارها، ما به لطف آنچه که آموخته اند صحبت می کردند، به دست آوردیم. در واقع یک زبان وجود دارد، حیوانات وجود دارد: نهنگ ها، گرگ ها، دلفین ها، گربه ها و دیگران - هر کس صداها را ترک می کند. این لیست را می توان برای مدت زمان طولانی ادامه داد. با کمک صداهای صداها، حیوانات به بستگان خود در مورد خطر نزدیک شدن یا فقدان کمک می کنند. به مردم تا زمانی که یک نقطه خاص، مهارت های زبان نیز فقط برای چنین وظایفی مورد نیاز بود. با این حال، تکامل، همانطور که قبلا درک کردیم - "Dama Covar". در ابتدا، سخنرانی افراد نماینده عواطف عادی، اما توانایی مقایسه این عبارات با اشیاء مختلف یا اقدامات منجر به ظاهر تدریجی یک سخنرانی خودپنداره و همچنین قوانین خاصی برای ایجاد پیشنهادات شد. مهارت گفتار منجر به توسعه یک گونه و مرگ هر کس دیگری شد. به دلیل زبان، آن را بسیار ساده تر و کارآمد تر برای به اشتراک گذاشتن دانش انباشته شده و بهتر درک یکدیگر. ارتباطات شروع به متحد کردن افرادی کرد که حتی در بخش های مختلف سرزمین اصلی زندگی می کردند. این منجر به عبور از نژادهای مختلف و ظهور یک فرزند جدید شد. مردم همچنین توانایی انتقال مقدار زیادی اطلاعات را به دست آوردند. به جای جامع "دقت خرس!" Sapirens آموخته به گفتن نحوه دیدن آنها در جایی در نزدیکی صبحانه یک خرس بزرگ. این به بحث منجر شد. در طول این بحث ها، تصمیمات آغاز شد. به عنوان مثال، این خرس با هیچ کس دخالت نمی کند و هیچ کس را نمی کشد، مردم به گروه متحد شدند و به خاطر اضطراب شکار شدند.

چگونه همه ظاهر شد

مردم موجودات اجتماعی هستند. به اصطلاح "نظریه شایعات" می تواند تأثیر بر تکامل شناختی داشته باشد. این واقعیت که ما گاهی اوقات دوست داریم "برای فشرده سازی کسی پشت پشت" اجازه دهید آنها همیشه اخلاقی نیستند، بلکه کاملا طبیعی هستند. این چیزی است که ما یک بار در تکامل به ما کمک کرد. به طور کلی، نظریه نزولی شایعات و شایعات چیست؟ چرا ما و اجداد ما دوست داریم آن را دزدیده کنیم؟ پاسخ این است که اطلاعات مربوط به قابلیت اطمینان و اعتماد به هر یک از کنگرها را به دست آورند. بحث ها نتیجه گیری شد. همچنین امکان تخصیص گروه های کوچک از اسکاپین ها در بزرگتر وجود دارد. این نیز کار می کند و تا کنون. برای زنده ماندن با شخص دیگری، شما باید مطمئن شوید که از قابلیت اطمینان و حسن نیت آن مطمئن شوید.

علاوه بر این، مردم به تدریج آموختند تا نتیجه گیری کنند و نتیجه گیری کنند، به اصطلاح "زبان داستان" به تدریج به تدریج متولد شده است. با تشکر از او، یک مذهب ظاهر شد، هنر، و پس از دولت، و در حال حاضر شرکت های بزرگ. ماهیت زبان داستان چیست؟ چه چیزی می تواند در تکامل مفید باشد؟

شما فکر می کنید چنین شهرهای بزرگ مانند: مسکو، نیویورک، پاریس وجود دارد؟ چرا احزاب سیاسی وجود دارند، و به عنوان مثال، شرکت هایی مانند مایکروسافت، اپل و گوگل هستند؟

برای افراد باستانی، ایمان به بالاتر، ناشناخته - در ارواح یا خدایان، یک ابزار انسجام بود. مردم همیشه به دنبال توسعه سرزمین های جدید بودند و به این ترتیب گروه های نسبتا بزرگ را جمع آوری کردند و در سفرهای طولانی رفتند. تشنگی برای تحقیق، حالا می توانیم بگوییم، انگیزه اصلی ایمان به مردم باستانی بود. آنچه که وجود ندارد درک غیرممکن است. این عدم قطعیت می تواند تجمع و نیرویی برای رفتن به همان خط از افراد مختلف باشد. ایده ها، جاه طلبی ها، اهداف - این همه، اساسا، داستان. اما بدون این داستان، ما هرگز شهرها را ندیده ایم، در نتیجه ایجاد گهواره واقعی تمدن، ما دولت، احزاب سیاسی، کسب و کار و فرهنگ را نداریم. این موضوع ارزش توجه جداگانه است.

نتیجه

چگونه همه ظاهر شد

در حقیقت، مسیر تکامل یک فرد معقول دارای یک داستان بسیار گسترده تر با یک دسته از فرضیه های مختلف است. آنچه که من در مواد توضیح دادم تنها چند دیدگاه عمده و محبوب در مورد چگونگی همه چیز از دیدگاه علم است. من هنوز هم شگفت آور هستم که ما توانستیم به ایجاد اسلحه های ابتدایی به فضاهای فضا و توانایی پرسش های گسترده ای بپردازیم و به آنها پاسخ دهیم. من باید بگویم که هیچ نظری در مورد ظهور و توسعه زندگی در جهان ما وجود ندارد. هر سال علم در حال توسعه است، و آن را ایجاد سوالات بیشتر و بیشتر جدید. با این حال، جستجو برای پاسخ به این سوالات باعث می شود ما به جلو حرکت کنیم، علم و تکنیک را توسعه دهیم، بهتر است خواص جهان را درک کنیم، به عنوان پدیده، و بهتر است ارزش زندگی را درک کنیم. پس از همه، زندگی که طبیعت به ما داد، یک لحظه کوچک بین تولد آتشین جهان و مرگ یخ اوست.

در مورد چگونگی ناپدید شدن جهان، من در یکی از مواد آینده خواهم گفت.

با تشکر از شما بسیار برای خواندن به پایان. امیدوارم شما علاقه مند شوید

این ماده نسخه ای از ظهور جهان و زندگی را صرفا مطابق با نظریه انفجار بزرگ، نظریه داروین و تئوری توسعه شناختی توصیف می کند و سایر گزینه های احتمالی را برای وقوع همه چیز انکار نمی کند.


Добавить комментарий